اینجا زیباست ولی...
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ تیر ۱۳۸٢  
هدف من از نشون دادن زیبایهای اینجا به هیچ وجه بد جلوه دادن زندگی در ایران نیست چرا که اثبات شیء نفی ماعدا نمیکنه. هدفم بیشتر آشنایی خانواده و دوستانم با محیط زندگی و سایر مسائل در استرالیا بوده. برای آگاهی اون دسته از دوستان که دست من رو بیرون آمده از آستین استکبار میدونند و به من خرده گرفتند که در چنین شرایطی آب به آسیاب دشمن میریزم! نظر خودم رو مینویسم شاید سوء تفاهم بر طرف بشه.
من امروز می خوام در باره ی علت توسعه یافتگی در بعضی کشورهای صنعتی و عقب ماندگی بعضی کشورهای دیگه نظرم رو بگم البته نظر من مبتنی بر تحقیق و مطالعه ی دقیقی از تاریخ و اقتصاد و غیره نیست. بلکه فقط یک برداشت عمومی از مشاهدات خودمه.
جوانها یا نیروی فعال در کشورهای توسعه یافته مثل استرالیا به اندازه ی جوانهایی که درکشورهای توسعه نیافته زندگی میکنند، فکر و کار و تلاش نمی کنند. بسیار مشهوده که جوانان اینجا به کارهای ساده اشتغال دارند و یا در کارهای تخصصی هم، در یک فرایند کاملا فنی، بخشی از کارها را بدون خلاقیت یا کار فوق العاده ی انجام میدهند و در واقع به مثابه جزئی از تکنولوژی و ماشین آلات تولیدی به حساب می آیند. البته یک جزء مهم. در بین توده ی مردم اینجا مثل همه ی کشور های دنیا جوش و خروش و هیجانی برای تولید و سازندگی و پیشرفت دیده نمیشود. ولی کشور به طور کلی در سطح قابل قبولی از تامین اجتماعی و بهداشت عمومی و همه ی ویژگیهای لازم برای زندگی خوب است.
بدون شک توسعه ی سیاسی که برای این کشورها اتفاق افتاده باعث شده که مردم کاری رو که در هر سطحی از تخصص و حرفه انجام میدهند همراه با آرامش خاطر و بهروری بیشتر باشه.
توسعه ای که در اینجا مشاهده میشه محصول کار ساده و روزمره ی نیروهای کار نیست، بلکه آنچه مشاهده میشه محصول کارهای فکری و بنیادی بسیار بزرگی است که صنعت و کشاورزی و همه ی مبانی اقتصادیشون رو از پایه دگرگون کرده. کما اینکه یک کشاورز در ایران بیشتر از یک کشاورز در استرالیا تلاش میکنه اما چون کار کشاورزی در استرالیا بر مبنای تلاشهای علمی و تحقیقاتی و زیر بنایی است نتیجه و بازدهی بهتری برای نیروی کار و جامعه داره.
در یک ریشه یابی خیلی ساده و مختصر به نظر میرسه که تفاوت اساسی که امروز بین کشورهای صنعتی و غیر صنعتی وجود داره ماحصل کار پیشینیان اونهاست، نه امروزیها. به گونه ای که به راحتی میتونم نتیجه بگیرم که اگه ۲۰۰سال پیش در کشوری مثل ایران حاکمان و شاهان و درباریان به جای پرداختن به امورات اندرونیها و حرمسراهای خودشون به فکر توسعه ی دانشگاهها و ایجاد دارالفنونهای بیشتر و مراکز مطالعاتی متعدد می بودند و تحقیقات رو توسعه میدادند، کاملا طبیعی بود که امروز وضعیت کشور ما کاملا متفاوت بود. و زیر بنای بسیاری از کارهای که امروز انجام میشه یک شکل علمی و درستی به خودش گرفته بود. ولی البته نباید گناه تلاش نکردن خودمون رو به گردن گذشتگان بندازیم و هیچ کاری نکنیم بلکه برعکس باید متوجه باشیم حرکت امروز ما فقط موجب تحول در زندگی امروزمان نخواهد شد بلکه صدها سال بعد هر تحولی که اتفاق بیفته به نوعی برآیند تلاشهایی است که امروز ما شروع میکنیم و انجام میدهیم.