چقدر با خواسته های بچه هامون آشناییم؟
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٢  

دیشب حدود ساعت ۲:۳۰ نیمه شب با صدای جیغ و دادی که ازتوی خیابون اومد بیدار شدم. دفعه اولی نبود که نصف شب از بیرون صداهای غیر عادی میشنیدم مخصوصا شبای جمعه که دانشجوها توی بار پارتی دارند.

هنوز تو عالم خواب و بیدار بودم که زنگ به صدا در اومد اون هم چندین بار پشت سر هم.شنیده بودم ولگردها برای بعضی از دوستان نزدیک مرکز شهر مزاحمت ایجاد میکنند. من و همسرم خیلی ترسیده بودیم. گوشی رو با شک براداشتیم و با کمال تعجب صدای پسر خردسالی رو شنیدیم که با گریه کلمات نا مشخصی رو می گفت. از باکن بیرون رو نگاه کردیم و پسر ۸-۹ ساله ای رو دیدیم که پای برهنه با یه شورت و زیرپوش توی هوای سرد وحشت زده می لرزید.

با چند تا سوال متوجه شدیم پسرک که توی خونه تنها بوده به دلیلی که من هنوز نفهمیدم از خونشون که دو ساختمون با خونه ی ما فاصله داره، بیرون میاد و با ترس شروع به دویدن و فریاد زدن میکنه و وقتی به آپارتمان ما میرسه زنگ چند واحد رو میزنه....

به پلیس دانشگاه زنگ زدیم و دو دقیقه بعد پلیس اومد. نیم ساعت بعد هم مادربچه از بیرون! اومد.

من جزئیات رو نفهمیدم. فقط مثل خانم مارپل تا ساعت ۴صبح پشت پنجره نشستم و داستان بافتم که شما خودتون میتونید بهترش رو بسازید.

ساعت چهار صبح ماشین پلیس از اونجا رفت...

=============

من به چشم خودم دیدم بعضی از دوستانم برای راحتی کودک خردسالشون او رو در خواب تنها توی خونه میذارند و برای شب نشینی بیرون میرند. شب نشینیها ممکنه تا نیمه شب طول بکشه. تا به حال تصور کردید اگه فرزند ما خواب بدی ببینه و تنها باشه چه اتفاقی پیش میاد؟ یا اینکه با صدایی مثل زنگ تلفن ناگهان از خواب بیدار بشه؟ هر یک از ما به ظاهر زندگیمون رو وقف بچه هامون کردیم. ولی آیا از لابلای تارهای تعارفات و آبروطلبیها و مردم داریهایی که دور خودمون پیچیدیم، نگاهی به خواسته و احتیاج واقعی فرزندمون داشتیم؟

من هم که این اشعار رو مینویسم و تو دلم به خودم می بالم که هیچ وقت بچه ها رو تنها نذاشتم، بارها و بارها تا بعد از نیمه شب با دوستان و فامیل دور هم بودیم در حالی که لطف کردیم! و بچه ها رو همراه خودمون بردیم. بدون اینکه در برنامه ی مهمونیها بچه ها رو در نظر بگیریم و اونها خواسته و ناخواسته همراه ما بیدار بودند و بازی کردند. بچه ای که شب ساعت۸-۹میخوابه و صبح باید به مدرسه بره.من خودخواهم