از قانون گذار تا مجری....
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٤  
چند وقت پیش با دیدن این عنوان " گویا ژنتیک ایرانی ها با قانون مشکل دارد" در سایت بازتاب، یاد خاطراتی از سفرمان به ایران افتادم. در فرودگاه ایران بعد از خروج از هواپیما وارد سالن کوچکی شدیم که چشمتان روز بد نبیند.... دود سیگار فضای سالن را آلوده بود و دو صف طولانی انتظار وحشتناکی را به همراه داشت. با آن همه خستگی بعد از 16 ساعت پرواز و گذشتن از فرودگاه سیدنی و کوالالامپور که اصلا قابل مقایسه با فرودگاه ایران نیست، تازه یادمان آمد اینجا ایران است!!

 و اما نکته ی قابل توجه اینکه تعداد انگشت شماری زن و مرد خارجی در میان جمعیت در آن فضای بسته به چشم می خوردند که با خیال راحت سیگار می کشیدند و شاید توی دلشان به این بی قانونی می خندیدند.

 در استرالیا کشیدن سیگار در اماکن عمومی ممنوع است و از آنجا که مردم می دانند قانون با کسی شوخی ندارد و خاله و عمه هم سرش نمی شود، با هر ژنتیکی، خود را ملزم به اجرای قانون می کنند. به نظر من اینجا اگر قوانین سخت و جریمه های سنگین و مجریان دقیق نبودند، با این همه بی قیدی مردم، اوضاع خیلی بد تر از ایران  بود.

در حالیکه اگر نظم و عدالت قانون استرالیا، در ایران اجرا می شد ایرانی ها خیلی راحت تر از قانون اطاعت می کردند و وضع ما بهتر از این بود.

با نگاهی اجمالی در قوانین رانندگی ایران و مقایسه ی آن با این جا شکی برایم نمی ماند که بی قانونی ایرانی ها هیچ ربطی به مسائل ژنتیکی!! ندارد. 


کلمات کلیدی: فرهنگی اجتماعی