Play group
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٤  

از همان هفته ي اول ورودم به استراليا با کلاس هاي زبان که در کليسا برگزار مي شود آشنا شدم. هر هفته در روز مشخصي دو ساعت کلاس آموزش انگليسي در هر يک از کليسا هاي شهر بر گذار مي شود.

در ابتدا به خاطر وجود دخترم که آن موقع فقط 2 سال داشت نگران بودم ولي بعد از آشنا شدن با محيط فهميدم کلاس رفتن من، بيشتر از اين که براي خودم جالب باشد براي او جالب و سرگرم کننده است.

در هر کليسا اتاق اسباب بازي هست. در اين اتاق بچه ها مي توانند با انواع متنوع اسباب بازي و وسائل سرگرمي بازي کنند. حتي در روز هايي که مراسم مذهبي در کليسا بر گزار مي شود اين تفريح لذت بخش بچه ها را براي آمدن به کليسا تشويق مي کند. بعد از جذب و علاقمند کردن کودکان به اين مکان براي آن ها برنامه هاي آموزشي ترتيب مي دهند و از طريق ساختن کار دستي، نقاشي،شعر و رقص مفاهيم ارزشي و مذهبي را به کودکان مي آموزند.

بيشتر متوليان و مسولان اين قبيل کار ها خانم هاي مسني هستند که بدون دريافت هيچ امتياز مادي از دل و جان کار مي کنند.

 

تشکيل گروه هاي کوچک بازي براي کودکان زير دبستان همراه مادرانشان يکي ديگر از فعاليت هاي کليسا ها است. اين گروه ها هم هر هفته در روز هاي مختلف و مشخصي در کليسا ها برگزار مي شود.

امروز براي اولين بار با دخترم به play group رفتيم.

محيط بسيار جالبي بود. يک سالن بزرگ و انبوهي از اسباب بازي هاي رنگارنگ که همه جا به چشم مي خورد.

بچه ها با احساس رضايت از حضور مادر در کنار خودشان با خيالي راحت به بازي و تفريح مشغول بودند.

بعد از گذشت ساعتي خانم مسني که به نظر بيشتر از هشتاد سال سن داشت بچه ها را دور خورش جمع کرد و براي آن ها داستان حضرت موسي را از کتاب مقدسشان که به زبان بچگانه نوشته شده بود خواند. قصه همراه حرکات و نمايش بود. با کمترين امکانات نمايشي بچه ها مجذوب قصه شده بودند. بعد از قصه گويي، همه دور يک ميز بزرگ جمع شدند و با وسائل ساده و مختصري که به طور يکسان بين بچه ها تقسيم شد، شروع به ساختن کاردستي در مورد داستان کردند. کودکي که در سبدي قرار داده شده و در آب رها مي شود. و خداوند مهربان، نجات دهنده ي او و همه ي انسان ها است.  و بعد از آن هم  نقاشي داستان را رنگ کردند.

بچه ها بعد از دو ساعت خوش در play group در حالي که در يک دست کار دستي و در دست ديگرشان نقاشي از يک داستان زيباي مذهبي بود به ياد داشتند که خداوند، مهربان و دوست داشتني است.

امروز من ياد گرفتم که مي توان مکان ها ي مذهبي را براي بچه ها جذاب کرد و مفاهيم مذهبي را در قالب بازي به سادگي به بچه ها آموخت.


کلمات کلیدی: