حقوق از دست رفته
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٤  

 به تازگی بر سر تفاوت های زن و مرد در اسلام بین من و یکی از دوستان بحث مفصلی بود. ایشان سوالات زیادی داشتند و با توجه به این که خیلی جدی به دنبال گرفتن جواب بودند پس از خواندن کتاب های اسلامی در ایران به حوزه علمیه رفته و با صاحب نظران بحث کرده بودند. ولی متاسفانه بعد از تفحص زیاد به این نتیجه رسیده اند که نه اسلام بلکه اصل خلقت در حق زن ظلم کرده است. البته آمدن به استرالیا و دیدن اوضاعی مشابه برای زنان استرالیایی هم در رسیدن به این نتیجه بی تاثیر نبوده است. به گفته خود ایشان نه فقط زن مسلمان بلکه زنان همه جا بد بخت هستند. بعد از ساعتی گفت و گو، نظرات من اصلا برایشان قابل قبول نبود و نهایتا برای این که رشته ام اصول فقه بوده متهم به يک جانبه نگری شدم!

ساعتی بعد از آن گفتگوی عذاب آور برای تمدد اعصاب به دنیای وبلاگی خودم آمدم و چون از دوست و خواهر عزیزم پیامی داشتم که وبلاگشان تازه شده طبق معمول مشتاقانه رفتم که با کمال تعجب همان حرف ها را در قالبی دیگر دیدم!

خلاصه ی حرف ایشان این بود که: 1- اسلام دین مرد سالار است که قوانینش همه به نفع مردان میباشد. 2- در آفرینش انسان عدالت رعایت نشده و تفاوت های موجود بین زن و مرد، از مرد موجودی بر تر ساخته است.

بعضی زنان همین که پاره ای سواد جمع می کنند قبل از شناخت واقعی جایگاه خود، به حق و حقوقشان معترض می شوند و بعد از ناله و شکایت فراوان و باور کردن عمق فاجعه همه ی آفرینش را زیر سوال می برند. جالب آنکه  در بسیاری موارد برای اثبات حرف خود همیشه بحث ارث و دیه را پیش می کشند.

شاید اگر تعداد مردان معترض هم به اندازه زن های خودکم بین باشد، قضیه کاملا برعکس شود. 

وقتی عده ای همواره به داشته های خود اعتراض دارند بعد از مدتی دیگران هم باور می کنند و  آن نعمات از طرف سایرین عین بلا و نقمت قلمداد می شود.

به عنوان مثال مواردی از قبیل: 9 ماه بارداری و دو سال شیر دهی و پرورش و تربیت کودک، ساختمان فیزیکی  و روحیات زنانه ... اگر به نظر خود زن، ظلم در حق زن خوانده شود طبیعتا نه زنی از این نعمات لذت می برد و نه مردی ارزوی داشتن این نعمات را دارد.

 وقتی در مقابل این طبیعت زنانه جز صدای ناله و شکایت شنیده نشود، صدای برتری طبیعت مردانه چنان طنین مهیبی دارد که حقوق زن در آن محو می شود.

در دامان همین زن پسری رشد می کند که او را ضعیفه می خواند و بر اساس همین ضعف ها قانون برایش وضع می شود.

تفاوت های زن و مرد نه مربوط به اسلام بلکه مربوط به خلقت و طبیعت است و اسلام بر اساس همین واقعیات و تفاوت های آشکار که ما میدانیم، و خیلی بیش از این که ما نمی دانیم، احکامی صادر کرده است.

از آنجا که اسلام ما، با اسلام ناب فاصله ی فروان دارد و تمام احکام اسلام در زندگی مسلمانان جاری نیست، اجرای احکامی مانند ارث یا دیه این چنین به دور از انصاف می نماید.

 اگر قرار بود زن و مرد کاملا مشابه هم باشند که دیگر آفریش زوج معنی نداشت. همین تفاوت ها است که نیاز به یکدیگر و در پی آن تکامل طرفین را باعث می شود.

به نظر من داشته های زن از سوی خود زنان نادیده انگاشته شده است. اگر به جای اعتراض به نبودن تساوی، به نعماتی که خداوند فقط در وجود زن قرار داده و هیچ مردی تحت هیچ شرایطی قادر به تحصیل ان نیست توجه شود، چه بسا مردان غبطه زن بودن را خواهند خورد.

...حکایت همچنان باقیست...


کلمات کلیدی: