يک روز در مدرسه
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٤  

امروز در مدرسه ی محمد به خاطر هفته ی کتاب جشنی بر پا بود و از آنجایی که دخترم سال آینده به همین مدرسه می رود بهتر دیدم  همراه بچه ها در این جشن حضور داشته باشد. برای خودم هم تجربه ی خوبی بود. شاید برای شما هم جالب باشه بدانید در هفته ی کتاب به غیر از مسابقه ی کتاب خوانی می توان کار های دیگری هم انجام داد.

از هفته ی قبل به بچه ها اعلام کرده بودند تا لباس شخصیت داستان های مورد علاقه ی خودشان را تهیه کنند. بیشتر دختر بچه ها پری، پرنسس یا جادوگر شده و پسر ها لباس "اسپایدر من"، "هری پاتر" یا دزد دریایی و دراکولا  پوشیده بودند. بعضی از بچه ها با رنگ های مخصوص روی صورتشان نقاشی کرده بودند.بعضی هم که تمایلی به صرف هزینه و خرید لباس های آماده نداشتند با استفاده از وسایل ساده و دم دست، کار های جالبی انجام داده بودند. مثلا با استفاده از یک کارتن بزگ آدم آهنی شده یا با مقوا و رنگ بال و تاج و کلاه درست کرده بودند. دختری یک لحاف سفید دور خودش پیچیده بود، نفهمیدم به چه منظور! تعداد انگشت شماری هم با فرم مدرسه به چشم می خوردند.

نکته ی جالب توجه این بود که معلم ها هم لباس شخصیت های قصه را پوشیده بودند در حدی که زیر ماسک و رنگ و لباس شناخته نمی شدند. آقا معلم کلاس چهارم، با دومتر قد یک دامن تا زانو، یک کلاه گیس با موی بلند و سبدی در دست، در میان بچه ها خیلی تابلو بود. (احتمالا ایشان هم تحت تاثیر حرف های اخیر ما قرار گرفته و حسرت زن بودن را می خورند!). لازم به ذکر است بیشتر معلم های مدرسه مسن هستند.


کلمات کلیدی: