مادرانه
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٤  

چقدر زمان زود مي گذرد.

انگار دو روز پيش بود که به هواپيما مي گفت هاپوتي.

يک روز با عجله پيشم آمد و در حالي که از شدت خنده سرخ شده بود گفت: "مامان اين علي هيچي ياد نداره مي گه باباش قراره بره خارج پُسه فُسُر بشه... علي به پُسفُر ميگه پُسه فُسُر()" 

او حالا بعداز گذشت تنها پنج سال براي خودش پرفسور کوچولويي شده که زبان انگليسي را حتي از پدرش بهتر ياد دارد. امروز محمد براي اولين بار در عمرخود با اردوي مدرسه به مسافرت رفته است. آنقدر که فکر مي کردم برايش نگران نيستم!

شايد بيشتر براي خودم نگرانم که با بزرگ شدن بچه ها بي کار مي شوم. بعد از تعطيلات کريسمس فاطمه هم به همراه برادرش به مدرسه خواهد رفت. در اين ده سال هر روز بيشترين و مفيد ترين ساعاتم را با بچه ها گذرانده ام.

با وجودي که گاهي از کار و زحمت آن ها شکايت دارم ولي قلباً از وجودشان خرسندم چرا که لحظات شاد و لذت بخش با آن ها بودن بسيار بيشتر از خستگي جسمي و زحمتشان است.

من خوشحالم از اين که وجود بچه را سراسر کار و زحمت نمي دانم و تصور مي کردم همه ي مادرها مثل من تنها در اثر خستگي گذرا و براي درد دل گاهي لب به شکوه باز مي کنند.

براي من که سال ها قبل از تولد بچه ها براي لحظات با آن ها بودن نقشه مي کشيدم، برايشان لباس مي دوختم و تمرين مادري مي کردم، تصور مادري که آرزوي محو شدن در فرزندانش را نداشته باشد و از بچه داري لذت نبرد دور از ذهن بود.

براي من دست کشيدن از فعاليت هاي خارج از خانه بسيار ساده بود زيرا در خانه نشتن و بچه داري کردن بيشتر با طبيعتم سازگار است.

واقعيت اين است که همه ي دختران چنين آرزويي ندارند و طبيعتشان با اين حرف ها سازگار نيست.

به عنوان مثال دختري که همه ي تلاشش رسيدن به مدارج بالاي علمي و فعاليت در اجتماع است با افتادن در مسير زندگي زناشويي اولين مانع پيشرفت خود را بچه مي داند. با آمدن بچه يا  بايد از عمده ي تلاش اجتماعي دست بکشد يا بخش اعظم نگهداري فرزندش را به ديگري واگذارد که در هر دو صورت زحمت بچه داري برايش بيش از لذت آن است.

حتي براي من که نه به جبر زمانه بلکه به اختيار اين راه را برگزيده ام، حالا بعد از گذشت ده سال خانه داري  اين سوال مطرح است:

"تکليف مادري که بهترين و مفيد ترن سال هاي عمرش را با شعار نگهداري از بچه ها، در خانه نشسته تا نياز نباشد حتي لحظه اي تربيت فرزندانش را به دست ديگري بسپارد بعد از بزرگ شدن بچه ها و کم شدن نيازشان به حمايت و نيروي کار او، چيست؟"


کلمات کلیدی: