پراکنده
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٤  

چندي پيش در مورد ويدئو ايزي مطلبي نوشته بودم. نکته ی مهمي را در آن پست از قلم انداخته ام که در اينجا مي آورم.

در قسمتي از اين ويدئو کلوپ بزرگ ولونگنگ قفسه هايي براي فيلم هاي ساير کشور ها به زبان اصلي وجود دارد. از کشور عزيز ما هم دو فيلم به زبان فارسي هست. 1- فيلم "زماني براي مستي اسبها" که نگاهي به فقر مردم و فساد مسوولان و زندگي نابسامان ايرانيان مرزنشين و افغانيان ساکن در ايران دارد. اين فيلم بارها در تلويزيون استراليا  به نمايش در آمده است. 2- فيلم ten که در مورد اوضاع نابسامان اجتماعي و موقعيت بد زنان در ايران است. با وجودي که همه ي صحنه هاي اين فيلم در يک اتومبيل گرفته شده است مشکلات زيادي را به نمايش کشيده است. به نظر مي رسد اين فيلم براي نمايش در خارج از کشور و يا در جشنواره ساخته شده است.

متاسفانه آنچه در اين چند ساله از فيلم هاي ايراني در تلويزيون ديده ام چيزي جز بد بختي و فساد و تباهي نبوده است. نمايش چهره ي ناخوشايند فقر و بد بختي و هزاران مشکل اجتماعي ايران در استراليا هميشه موجب ناراحتي من بوده است. چرا که به نظر مي رسد در پخش اين گونه فيلم ها تعمدي در کار است.

ديدن اين فيلم ها در ايران هيچ جاي نگراني ندارد و گاهي تحسين تماشاچي را براي دقت نظر و مو شکافي کارگردان در طرح مشکلات اجتماعي به همراه دارد.

هر چند در ايران هدف توليد اين قبيل فيلم ها نمايش واقعيات نا مطلوب اجتماعي، آگاهي مخاطبان، چاره انديشي و  در نهايت بهبود وضعيت است، اما متاسفانه پخش آن در خارج از ايران هرگز چنين اهدافي را دنبال نمي کند. از آنجا که فقط از اين گونه فيلم ها در اينجا به عنوان فيلم ايراني استفاده مي شود هيچ شکي برايم باقي نمانده است که هدف تنها نشان دادن چهره ي نامطلوبي از ايران و بزرگ نمايي مشکلاتمان مي باشد.

 

ماه ها قبل از آن که محمد سخن گفتن را بياموزد و بخواهد کلمه اي را ادا کند، نزديک فرودگاه مشهد هواپيمايي از بالاي سرمان عبور کرد. محمد با عجله فرياد مي زد هاپوتي. قيافه هيجان زده ي يک بچه ي بي دندان که هرگز انتظار نمي رود با آن سايز فسقلي! حرف بزند را تصور کنيد. من اين کلمه ي بي معني براي شما را خيلي دوست دارم. ببخشيد اگر بعضي از دوستان مدتي را در فرهنگ لغت سر گردان بودند! فکر نمي کردم براي کسي مهم باشد. هر چند موضوع بي اهميتي به نظرم مي رسيد ولي تقريبا سه سال پيش در اولين پست هاپوتي، به وجه تسميه اشاره کرده ام که متاسفانه، پست هاي اولي همه مفقود شده اند. به هر حال قصد سر کار گذاشتن کسي را نداشتم.

 

دوستان ساکن در خارج از کشور وبلاگي جمعي با هدف "ايجاد همفکري ميان وبلاگ نويسان ايراني خارج از کشور به منظور فراهم نمودن  بستر انتقال تجربيات مفيد ساير کشورها به کشور عزيزمان ايران راه اندازي کرده اند. وبلاگ ايروا با داشتن سيزده نويسنده از کشور هاي مختلف مي تواند مکان مناسبي براي کسب اطلاعات براي دوستان ساکن در ايران یا هر جای دنیا  باشد.

 

يکي از موضوعات جالب مورد علاقه ام، زندگي حيوانات است. مخصوصا در استراليا که حيواناتي متفاوت از ساير قاره ها زندگي مي کنند. از آنجا که براي بيشتر عزيزان وبلاگي اين گونه موضوعات از اهميت کمتري نسبت به زندگي انسان ها برخودار است و خواندن اين نوشته هاي علمي در لابه لاي يک وبلاگ شخصي، اجتماعي خسته کننده است، اين بحث را به صورت کاملا تخصصي در وبلاگ سرزمين سبز دنبال مي کنم. عمده ي نوشته ها در مورد حيوانات بومي استراليا در سيزده قسمت بوده که هفته ي آينده چهاردهمين و آخرين قسمت از حيوانات بومي استراليا را خواهم نوشت و از آن پس در مورد گونه ها ي متنوع و متفاوت عنکبوت هاي استراليا که جزء شگفتي هاي خلقت هستند مطالبي را در چندين قسمت خواهم آورد. دوستان علاقمند مي توانند در سرزمين سبز اين مطالب را بخوانند و عکس هاي ديدني آن را ببينند.

 


کلمات کلیدی: