Good Friday
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٥  

روز پنجشنبه اي اين هفته آخرين روز از ترم اول سال تحصيلي در استرالياست.

هر سال شامل چهار ترم است که در بين هر ترم مدارس دو هفته تعطيلند.

جمعه اي اين هفته يکي از بزرگ ترين روز ها ي تعطيلي رسمي است که از نظر اهميت مي توان آن را در رديف تعطيلي کريسمس قرار داد.

اين روز بزرگ براي مسيحيان، *“good Friday” نام دارد. که اصطلاحا به آخرين جمعه قبل از “Easter” اطلاق مي شود.

اين روز ها براي بچه ها دوست داشتني است. چرا که خوردن شکلات هاي بزرگ و متنوع مخصوصا به شکل تخم مرغ ، خرگوش و در استراليا به شکل بالبي، که حيوان بومي اينجاست، جزء مراسم عيد پاک “Easter” مي باشد.

اين هفته ي آخر رنگ بوي هفته ي آخر اسفند در ايران را دارد و کمتر اثري از درس و کلاس مي توان يافت، هر چند که درس خواندن در مدارس ابتدايي اينجا زياد جدي نيست و گويا هميشه برنامه هاي خاص جشن دارند. جالب آن که بچه ها از ايستر همين شکلات خوردنش را ياد مي گيرند. پسر من بعد از ۳سال مدرسه رفتن هنوز نمي داند چه واقعه ي مهمي (!!) در اين روز ها رخ داده است و اين جشن ها و تعطيلات براي چيست. اين موضوع نشان مي دهد که در مدرسه روي تبليغات مذهبي کمتر کار مي شود.

* در عقايد مسيحيان “good Friday” به روزي گفته مي شود که حضرت مسيح در آن روز به صليب کشيده شده است.

در اين روز مسيحيان به روزه داري و امساک از خوردن شراب پرداخته و کاتوليک ها از ظهر تا ساعت سه بعد از ظهر به عبادت و نماز مشغولند، زيرا بنابر اعتقاد ايشان مسيح در اين ساعات بر دار آويخته بوده است. از يک استراليايي شنيديم اين روزه داري شامل پرهيز از خوردن گوشت و شراب در سه ساعت بعد از ظهر مي باشد.

علت اين که روز آويخته شدن حضرت مسيح را  “good Friday” ناميده اند و روز خوبي تلقي مي شود اين است که بر طبق عقايد مسيحيان اين کار براي رستگاري آنها صورت گرفته و با خون مسيح تمام گناهانشان بخشيده شده است.

اين روز در لاتين “holly Friday”  اسلاو و مجار  “Great Friday” آلمان “Friday of mourning” و در انگليسي و هلندي هم “good Friday” ناميده مي شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

گفتم روي تبليغات مذهبي کمتر کار مي شود ياد خاطره اي از دخترم افتادم...

در مدرسه، بچه ها در صورت رضايت والدين و خواست خودشان هر هفته يک ساعت در کلاس ديني شرکت مي کنند. از آنجا که در مدارس تنوع اديان زياد است براي هر يک به صورت جداگانه کلاس گذاشته اند. معلم دانش آموزان مسلمان، سني است و بعضي از دوستان تمايل چنداني به شرکت فرزندانشان ندارند. زيرا بعضي از اعمال عبادي مانند وضو را متفاوت ياد مي گيرند. سال هاي گذشته شرکت يا عدم شرکت در اين کلاس را به عهده ي پسرم گذاشته بودم.  به نظر من به راحتي مي توان اين گونه موارد جزئي را اصلاح کرد. شنيدن داستان هاي ديني براي بچه ها جذابيت دارد و در کنار آن شعاعر اسلامي را نيز مي آموزند.

 روزي، همان  هفته هاي اول مدرسه، متوجه شدم دخترم هنگام بازي کلماتی زمزمه مي کند. بعد از چندين بار تکرار وقتي دقت کردم شنيدم که با لهجه ي بسيار غليظ عربي مي گويد: "لااله الاالله محمد رسول الله". امسال از شرکت دخترم در اين کلاس ها اطلاعي نداشتم او به همراه برادرش به کلاس رفته بود.


کلمات کلیدی: