نوشتن يا ننوشتن مسئله اين است!
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ امرداد ۱۳۸٥  

از اين که بعضي وقت ها به بهانه هاي کذايي نوشتن را کنار مي گذارم راضي نيستم. برايم مسجل شده است که افکار با نوشتن منسجم و پخته مي شود. وبلاگ نويسي جاذبه هايش بيش تر از تنها نوشتن و دور انداختن است.

به کساني  فکر مي کنم که وبلاگشان را هر روز تازه مي کنند. آنها يا نويسنده ي حرفه اي هستند يا حرف براي گفتن دارند و با برنامه ريزي دقيق از وقتشان درست استفاده مي کنند که مي توانند هر روز ساعتي را به اين کار اختصاص دهند. شايد هم رويم به ديوار بي کارند و فقط براي وقت پرکني هر روز مي آيند و شلنگ آب را به وبلاگشان مي بندند که مطالبشان بسي آبکي مي شود. بعضي وقت ها هم که مطلب کم مي آيد از مطالب سايرين استفاده مي کنند که بسي دزدکي مي شود!

 البته از حق نگذريم نوشتن به اندازه ي وبگردي وقت گير نيست. شايد اگر بازديد دوستانِ کامنت گذار نبود زمان اختصاص يافته به وبلاگ ارزش پس انداختن نداشت.

به هر حال نوشتن خودش خوب و مفيد است. خواندن نظرات هم در رشد و گسترش افکار اثر بسزايي دارد، ولي وقتي خواندن و نظر دادني در کار نباشد نظري هم نخواهد رسيد. و در اينجا دوباره مي رسيم به خانه ي اول که وبلاگ را با مستحباتش انجام دادن بهتر است. پس وقت بيشتري بايد برايش قائل شد. و اشتباهي که ممکن است رخ دهد، ترک نوشتن به خاطر نخواندن است. به هر حال بنده که با عرض شرمندگي نتوانستم هيچ وبلاگي را (به جز يکي که خيلي وقت است ننوشته!!) بخوانم  ولي سعي مي کنم هر روز که براي خواندن اخبار مي آيم هاپوتي را تازه کنم. بعد معلوم مي شود که وبلاگ آبکي بهتر است يا زورکي!   

 


کلمات کلیدی: