رنج نامه

واکسن ب. س ژ یکی از واکسنهای مهم در ایرانه چون خطر ابتلا به سل در ایران و مخصوصا در شهرهای مرزی بسیار بالاست. بیمارستانها موظفند این واکسن رو در بدو تولد به اطفال تزریغ کنند.من و خانوادم به خاطر کار همسرم مدتی رو در زاهدان بودیم. روز ۱۲ بهمن سال  ۷۹ دخترم در بیمارستان تامین اجتماعی زاهدان متولد شد. بعد از گذشت یک هفته متوجه شدم هیچ اثری از واکسن در دست اون نیست. با توجه به کوتاهی های بیش از حد در سرویس دهی، نظافت و اطلاعات دهی بسیار ناقص و نادرست در کنترل  وزن و قد نوزاد، در مورد زدن واکسن حیاتی بدو تولد هم  شک کردم. چند ماه اول از بیرون بردن کودک ممانعت کردم و هر روز بیشتر نگران سلامتی او می شدم تا اینکه او رو برای تست به آزمایشگاه بردم. متاسفانه با دریافت نتیجه ی ازمایش شک من تبدیل به یقین شد. به بیمارستان تامین اچتماعی مراجعه کردم و به پرستاری که با اجبار و اکراه پشت میزش نشسته بود گفتم که فرزندم واکسن رو دریافت نکرده. ایشان با فریاد به من گفت " تو چه مادری هستی که تا حالا بچه را نیاوردی؟ مگر ما نگفته بودیم به علت تمام شدن واکسن نوزاد رو یک ماه بعد به بیمارستان بیاوری. چرا اینقد دیر...." و هر چه دل نا مبارکش خواست به من و همسرم گفت. بعد از گفتگویی خصمانه و مراجعه به تاریخ تولد بچه و نتیجه ی آزمایشگاه  فهمیدند این طفل قبل از این جریانات متولد شده. برای اینکه بیشتر گند کارهایشان در نیاد  یکی از پرستارها به سرعت من رو به اتاقی برد و عجولانه واکسن بچه رو زد و با حرفهای بی سروته و نا مربوط قضیه رو ماست مالی کرد.من این بار شاهد تزریغ ناشیانه ی او بودم. مایع واکسن به تمامی بیرون ریخت و وفتی به پرستار گفتم به من گفت مهم نیست بدن بچه به حد کافی دریافت کرده!!!!من هنوز شک داشتم و نگران واکسن فرزندم بودم.از اون قضیه تقریبا ۲ سال میگذره.۲ روز پیش برای اطمینان دوباره به بیمارستان مراجعه کردم. تنها بیمارستان دولتی ولونگونگ. جایی که نقطه ی مقابل بیمارستان تامین اجتماعی زاهدانه.... جریان رو برای پرستار گفتیم. و دوباره تست رو انجام دادند. امروز برای جواب به بیمارستان رفتیم و متاسفانه دوباره شک من به یقین تبدیل شد.اگه فرزند من در اون شهر آلوده به سل به این مریضی خطرناک مبتلا میشد چه کسی پاسخ گو بود. چرا این همه کوتاهی؟ این همه بد اخلاقی و کم کاری؟ من به عنوان یه مادر چطور میتونم اعترض خودم رو به گوش مسوولین این بیمارستان که ظاهرا از سایر زایشگاههای زاهدان بهتره برسونم؟   

 

/ 18 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داريوش

با تشکر از نظری که برايم ارسال کرده بوديد؛ آرزوی شادی و پيشرفت برای شما و خانواده تان می کنم. من هنوز در حوزه خاورميانه هستم واز تبادل نظر با شخص محترمی چون شما شاد و اميدوار خواهم شد. در مورد مطلب امروزتان؛ بايد بگويم حق با شماست و در مملکت ما نارسايی ها از اين قبيل و بيش از اين هم شيوع فراوان دارد و بايد سوخت و ساخت. محض اطلاع خوانندگان وبلاگتان؛ بايد بگويم به علت شيوع زياد بيماری سل در ايران؛ اکثرا تست ب.ث.ژ با عيار بالايی مثبت می شود و به همين دليل سعي مي شود در بدو تولد كه كودك با هيچ ميكروبي هنوز تماس نيافته واكسيناسيون انجام شود.و شما هم سعی کنيد کودکتان را هر چه سريعتر ايمن سازيد. شاد باشيد!

سارا

سلام ...بعد يه عالمه تاخير ...اينم يه لينک خوشگل ....

باربد شمس

شما می تونيد رسما به مراجع قانونی شکايت کنيد

سارا

وايی ی ی ی ی ی ی ی...هوار تا مرسی

پرنده آتش

سلام عزيز دلواپسی های مادرانه ات را فهميدم و بر سيستم پزشکی ايران هزاران افسوس خوردم ولی آيا افسوس ما کاری از پيش می برد ؟

سارا

سلام ..ممنونم پيشم اومدی ....ماه پيشونی رو از اولين قسمت تا اينجا تو وب لاگم گذاشتم ...چون متاسفانه پرشين بلاگ و ارشيوش صدای همه رو در آورده ....بازم پيشم بيا ..خوشحال می شم ...

حقیقتمدار

سلام...می دونم چی ميگی...مطمئن باش اگه حتی ۳۰٪ از مردم ما احساس مسئوليت داشتن نسبت به کارشون الان ما جهان سوم چهرم نبوديم...شاد باشی

نوشی

اين چيزی که هر روز ... هر لحظه با اون درگيريم. مثل تززيق واکسن سرخچه ای که حامل پروتئين فاسد بود به دختران سردشتی... هيچ ميدونی اون واکسن روی ژن اونا تاثير گذاشته؟ ميدونين جمهوری اسلامی تا چند وقت اجازه انتشار اين خبر رو نداد؟ ميدونين تا مدتها توی بوق و کرنا کردن که علت مشکل روحی و افسردگيه؟ ميدونين اونا هيچ وقت ديگه خوب نميشن؟... اينجا ايرانه. جايی که ارزونترين چيز جون آدمهاست...

noonoosh

سلام . ای وای خاک به سرم ! اين اتفاقات تو زاهدان افتاده ؟ وای وای وای . قبول دارم که بيمارستانای شهرمون خيلی مزخرفن . ببينيد ما چی می کشيم !!!

aminbooy

خوبه