مسائل حقوقی و اينترنت

چند وقت پيش با کلاشينکف آشنا شدم. دوستي که اين وب نوشت را معرفي کرد گفت نويسنده ي آن  خبرنگاري وابسته به دولت است اما در وبلاگ ايشان نشاني دال بر اين سخن نيافتم. شايد از روي اسم نويسنده پي به شغل و هويتشان برده اند. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

واما نکته اي که در کلاشينکف توجه ام را جلب کرد عکس هايي بود که آقاي بهمن هدايتي از داخل اتوبوس و خيابان گرفته بودند. قصد صحبت در مورد سوژه ي عکس را ندارم چه آنکه بيش از دويست نظر براي اين مطلب گذاشته اند و به احتمال زياد تحليل هاي کارشناسي! مفصلي را در بخش نظرات به ثبت رسانده اند. موضوعي که چند روزي فکرم را مشغول خود کرده است، عکس گرفتن از مردم کوچه و خيابان و به تصوير کشيدن آن ها در اينترنت است. مي خواستم بدانم آيا در ايران قانوني در اين رابطه وجود دارد؟ اگر هست، افراد تا چه حد به حقوق قانوني خود آگاهي دارند؟

صورت افرادي را که کلاشينکف در اتوبوس و خيابان به تصوير کشيده کاملا قابل شناسايي است. به عقيده ي من اين که عکاس بدون جلب رضايت، اقدام به چاپ عکس افراد در اينترنت يا روزنامه نمايد، از اخلاق اسلامي و انساني بدور است و نوعي نا امني اجتماعي محسوب مي شود.

موضوعي که بعد از  گذشت چند روز باعث شد دوباره سري به وب نوشت مذکور بزنم  و عکس ها را بازبيني کنم چاپ آن ها در روزنامه ي "پيک پارسيان" استراليا است.

در صفحه ي اول روزنامه ي پيک پارسيان با تيتر درشت آورده است: "صحنه هاي ديدني از تهران امروز، بين تجريش و ميدان انقلاب! شما چه فکر مي کنيد؟" وبعد از آن عکس هاي کلاشينکف در پستي با عنوان "فمنيست يا مجنون! مساله اين است!" را چاپ کرده اند و بعد از شرح ماجرا از ديد عکاس، خود نيز مختصري بر تعاريف افزوده اند. دست مريزاد بر عکاسان غيور ما که اين چنين خوراک روزنامه هاي  اين طرف آبي!! را تهيه مي کنند.

و اما نکته ي دوم، "پيک پارسيان" بدون ذکر هيچ منبعي اقدام به درج خبر و عکس ها نموده است. حتي آنقدر تيز هوش بوده اند که آدرس وبنوشتي را که عکاس از ترس به سرقت رفتن، پاي هنرهاي نابش درج مي کند، از پايين اين سه عکس جدا کرده و تنها لطفي که در حق آقاي هدايتي کرده اند، دادن لقب "عکاس زرنگ" به ايشان مي باشد.

بعيد مي دانم در ايران عزيزمان قانوني بر حمايت از آن هايي که ناخواسته معروف شده اند وجود داشته باشد. آن بندگان خدا که دستشان از زمين و زمان کوتاه است. ولي بعيد نيست عکاس عزيز بتوانند بابت کار غير قانوني اين روزنامه شکايتي را ترتيب بدهند و به حقوق مسلم خود دست يابند! چرا که در استراليا قوانين همه مشخص و مدون است و بر خلاف ملت نجيب ايران، مردم اين سرزمين بر حقوق قانوني خود آگاهند.

به اميد روزي که ما نه از ترس قانون و جريمه بلکه به خاطر وجدان بيدارمان و حفظ ارزش هاي انساني به حقوق ديگران احترام بگذاريم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بعد از گذشت سه روز از این پست خبری جالب خواندم و جواب سوالم را گرفتم!

 

"مديركل اداره مبارزه با جرايم خاص و رايانه‌اي نيروي انتظامي اعلام كرد: توهين و هتك حرمت به افراد در وبلاگ قابل پيگيري است.

سرهنگ مهرداد اميدي، صبح امروز با حضور در مركز تشخيص هويت نيروي انتظامي با ارايه عملكرد اداره مبارزه با جرايم خاص رايانه‌اي به پرسش‌هاي خبرنگاران در باره جرايم رايانه‌اي، كلاهبرداري وجعل پاسخ داد.

به گزارش فارس، در اين جلسه از اميدي در خصوص نحوه برخورد با مجرمان، رايانه‌اي پرسيده شد كه اميدي در پاسخ گفت: در اين حوزه پرونده‌هايي كه خسارت مادي در پي داشته باشد جرم تلقي مي شود و نحوه برخورد با اين مجرمان با تطبيق جرم با قوانين موجود صورت مي‌گيرد.براي مثال مي‌توان به نفوذ و هك اشاره كرد. براي هك در قوانين ما مجازاتي مشخص نشده است اما به دليل اينكه ورود به شبكه‌ها خسارت مادي در پي دارد به عنوان جرم مي‌توان آن را پيگيري كرد.اما با اين وجود قانون مشخصي براي برخورد با جرايم رايانه اي وجود ندارد.

مدير كل اداره مبارزه با جرايم خاص و رايانه‌اي در ادامه از ارسال لايحه‌اي در اين رابطه از سوي دولت و قوه قضاييه به كميسيون قضايي مجلس خبرداد و افزود: به زودي به اين لايحه در صحن علني مجلس رسيدگي مي‌شود.
"

/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناشناس

در جامعه ای که حجاب اجباری است نبايد انتظاری بيش از اين داشت. کافی است روزی در ايران همانند ساير کشورهای مسلمان حجاب اختياری شود تا معلوم شود چند درصد افراد جامعه به خواست خود از حجاب استفاده می کنند و يا آن هايی که حجاب می کنند چه پوششی دارند.

صلیب نقره ای

زاهد پيري به بارگاه قدرتمندترين پادشاه دوران دعوت شد. پادشاه گفت : به مرد مقدسي كه با اندك چيز راضي ميشود ، غبطه ميبرم زاهد پاسخ داد : اعلي حضرتا ، من به شما غبطه مي برم كه زودتر از من راضي ميشويد پادشاه با آزردگي گفت : منظورت چيست ؟ تمام اين سرزمين از آن من است زاهد گفت : دقيقا . من آهنگ كرات دارم ، رودها و كوهسارهاي سراسر جهان را دارم . ماه وخورشيدرا دارم ، چون درروان خود، خدا را دارم . اما اعلي حضرتا ، شما فقط همين قلمرو را داريد..سلام خوبی...خوشی...مرسی سرزدی.....ادرموردسوال طبیعاهیچ وبلاگ هم مطالب نوشت خودش نیست مخصوص وبلاگ من که هردفعه شایدبه اندازه چهاراپ دیگروب دریک هفته اپ می کنم ولی بیشترخودم سعی می کنم....مرسی سرزدی..ایران که گل گاشت.....مرسی سرزدی..ایرانی عزیز....

مسعود

سلام ممنون از حضورت نکته مهی رو تذکر دادی ما در کشور در خيلی جاها قانون مناسب نداريم و گاهی هم قانون داريم ولی نميدونيم که داريم گهاي هم قانون داريم ولی اجرا نميشه موفق باشی.

شواليه

سلام من هم با شما موافق هستم متاسفانه قوانين اينترنت همچنان در ايران لنگ در هوا هست فقط وقتی ياد اين قوانين می افتند که مثلا بلاگری دستگير شود ... اينترنت شده غول چراغ جادو بی اجازه وارد خانه های مردم می شود صدها مشکل به وجود می اورد و بعد هم بای بای می رود پی کارش الان نزديک سه سال هست دارند هی در مورد قوانين اينترنت حرفی می زنند و لی هنوز که خبری از انها نيست

کـــســيــکـــه هويتـــــــــش گمــشـــــده

روي تخته سنگي به تماشاي پهناي پر خروش دريا نشستم. گم شدهً هميشگي روي دريا، سوار بر قايق خيال بود و من روي تخته سنگ كنار ساحل، زير بار سپيدً امواج با نگاهم بدرقه اش مي كردم. هنوز هم دلم مي خواست گرمي دستي سردي دستم را به مهماني آتش ببرد. كاش دستي بود كه مرا براي هميشه گرم مي كرد. كاش شانه اي بود كه حسرت تكيه گاه را پاسخ مي داد. دريا مرا به وسعت يك راز كشاند. دريا مشق شب مي داد و من چون طفلي از كنار مشق شبم مي گريختم!

sakura

سلام اکرم جان به نکته جالبی اشاره کردی.خيلی بده که عکس کسی بدون اينکه خودش بدونه پخش بشه.تو ايران شنيدم که خيلی از فيلم ها و عکس های عروسی هم بدون اجازه از اونها مثل فيلم های سينمايی دست به دست می چرخه

مسافر غریب

سلام .خواهر عزیز.از اینکه میبینم خیلی منصف هستید و صفت زشت غرور رو تونستین از خودتون دور کنید .خیلی خوشم اومد. با حرفاتون هم کاملا موافقم . .ضمنا بازم تبریک میگم بهتون به خاطر قلم خوبی که دارید. روان مینویسید .براتون آرزوی موفقیت میکنم

فرداد دولتشاهي

سلام! امروز صبح در راه اداره، گوينده‌ي راديو به روايت خبري پرداخت كه مرا سخت به فكر فرو برد و تا همين لحظه قدرت هر كار ديگري را از من سلب كرد ...

پرنده آتش

سلام خواهر گلم تمامی محبت رو حس کردم و از داشتن تو به خودم باليدم ... عزيز دلم بانو مشکلی نداره .... دوباره امتحان کن .... بی صبرانه منتظر بازگشتت به بانو هستم