مادرانه

چقدر زمان زود مي گذرد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

انگار دو روز پيش بود که به هواپيما مي گفت هاپوتي.

يک روز با عجله پيشم آمد و در حالي که از شدت خنده سرخ شده بود گفت: "مامان اين علي هيچي ياد نداره مي گه باباش قراره بره خارج پُسه فُسُر بشه... علي به پُسفُر ميگه پُسه فُسُر(26.gif)" 

او حالا بعداز گذشت تنها پنج سال براي خودش پرفسور کوچولويي شده که زبان انگليسي را حتي از پدرش بهتر ياد دارد. امروز محمد براي اولين بار در عمرخود با اردوي مدرسه به مسافرت رفته است. آنقدر که فکر مي کردم برايش نگران نيستم!

شايد بيشتر براي خودم نگرانم که با بزرگ شدن بچه ها بي کار مي شوم. بعد از تعطيلات کريسمس فاطمه هم به همراه برادرش به مدرسه خواهد رفت. در اين ده سال هر روز بيشترين و مفيد ترين ساعاتم را با بچه ها گذرانده ام.

با وجودي که گاهي از کار و زحمت آن ها شکايت دارم ولي قلباً از وجودشان خرسندم چرا که لحظات شاد و لذت بخش با آن ها بودن بسيار بيشتر از خستگي جسمي و زحمتشان است.

من خوشحالم از اين که وجود بچه را سراسر کار و زحمت نمي دانم و تصور مي کردم همه ي مادرها مثل من تنها در اثر خستگي گذرا و براي درد دل گاهي لب به شکوه باز مي کنند.

براي من که سال ها قبل از تولد بچه ها براي لحظات با آن ها بودن نقشه مي کشيدم، برايشان لباس مي دوختم و تمرين مادري مي کردم، تصور مادري که آرزوي محو شدن در فرزندانش را نداشته باشد و از بچه داري لذت نبرد دور از ذهن بود.

براي من دست کشيدن از فعاليت هاي خارج از خانه بسيار ساده بود زيرا در خانه نشتن و بچه داري کردن بيشتر با طبيعتم سازگار است.

واقعيت اين است که همه ي دختران چنين آرزويي ندارند و طبيعتشان با اين حرف ها سازگار نيست.

به عنوان مثال دختري که همه ي تلاشش رسيدن به مدارج بالاي علمي و فعاليت در اجتماع است با افتادن در مسير زندگي زناشويي اولين مانع پيشرفت خود را بچه مي داند. با آمدن بچه يا  بايد از عمده ي تلاش اجتماعي دست بکشد يا بخش اعظم نگهداري فرزندش را به ديگري واگذارد که در هر دو صورت زحمت بچه داري برايش بيش از لذت آن است.

حتي براي من که نه به جبر زمانه بلکه به اختيار اين راه را برگزيده ام، حالا بعد از گذشت ده سال خانه داري  اين سوال مطرح است:

"تکليف مادري که بهترين و مفيد ترن سال هاي عمرش را با شعار نگهداري از بچه ها، در خانه نشسته تا نياز نباشد حتي لحظه اي تربيت فرزندانش را به دست ديگري بسپارد بعد از بزرگ شدن بچه ها و کم شدن نيازشان به حمايت و نيروي کار او، چيست؟"

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوسن

سلام دووست عزيز زن بايد علاوه بروظيفه ي مادري درجامعه حضور داشته باشد واين حضور باعث مي شود مادري اگاه با حس مسئوليت قوي از او بسازد مادري قوي و ازاد بچه هايي انگونه تربيت ميكند

پرنده آتش

سلام خواهر گلم خيلی خوشحال شدم ژس لطف کن برنامه مناسبن رو بگو که من روزهای مربوط به تو آپ نکنم

بتوچه

وای چقدر لوس ! حالم به هم خورد

paybarah

شايد به ظاهر نياز فيزيکيشون به شما کم بشه ولی نياز احساسی و داشتن يک مشاور خوب مثل شما صد چندان ميشه اميدوارم بتونين همه نيازاشون را تامين کنيد

Saeed

بالاخره معنی هاپوتی رو فهمیدم. از چند نفر خبره پرسیدم فرهنگ لغات رو زیر و رو کردم اما چنین چیزی نبود! شاید برای لحظه ای حدس زدم چون گفتید:" برای شما معنی نداره اما برای من چرا". به هر حال در بین این همه کلمه زیبا که بچه های به شیرینی می گن انتخاب این کلمه کمی عجیب به نظر می رسید. برادر زاده من حدود 14 ماه داره.به هواپیما می گه: هاپی ( ( HAPPY . تکلیف شما در این موقعیت که باید مراقب خودتون باشید به چند چیز بر میگرده: 1. حتما به یک مشاوره مراجعه کنید. 2. یک شغل انتخاب کنید و مشغول شید. 3. خانومی کنید. گزینه سوم مال اغلب ایرانی ها و گزینه دوم توصیه نویسندگان اون وری و به قول خودشون "توصیه هایی برای زنان جاه طلب" که شاید بخش زیادی از اون رو بتونید در کتاب: زنها چرا پیش نمی روند! نوشته خانم لیندا آستین پیدا کنید. ادامه تحصیل هم شاید راه بدی نباشه. به هر حال هیچ وقت نباید نا امید بود چون که حضور همین بچه ها خودش خیلی ارزش داره البته بچه ای که لابد می دونید دیگه: گلی هستند از گلهای بهشت. حتما اون دو تا هم گل این جا و اونجا هستن. شاد باشید همیشه. یاعلی.

Saeed

راستی! اگر چیزی از این داستان فلسفی که خودم نوشتم سر در آوردید خوشحال میشم که برام بنویسید. می خوام بدونم که اونی که منظورم بوده رو دیگران هم نتیجه می گیرن یا نه! ممنون.

شرتو

الان جام جم دو داشت برره رو نشون ميداد يادم افتاد که گفته بودی دوست داری ببينی. اگه ميخواي ببينی حدودای ساعت ۱۲ ظهر به وقت تهران (نميدونم به ساعت شما چی ميشه) جام جم ۲ شروع کرده اين سريال رو نشون ميده چند قسمتش هم گذشته ولی مهم نيست.

قهوه چی

سلام. پس هاپوتی بالاخره رمز گشايی شد! آيا تصور ميکرديد که اينهمه آدم توی فکر معنی نام وبلاگتان باشند؟ .......در مورد بچه ها، من هم فکر ميکنم حالا حالا ها به شما وابسته خواهند بود و به شما احتياج دارند منتها نوع نیازشان تفاوت میکند و بیشتر از لحاظ فکری و روحی به شما نیاز خواهند داشت.......... ضمنا مطمئنم هیچگاه از راهی که انتخاب کرده اید پشیمان نخواهید شد. به دنبال این نباشید که ببینید از این راه چه چیزی عاید شما شده است. فکر کنید که اگر این وقت و انرژی را صرف کودکانتان نمیکردید الان چه چیزهایی را از دست داده بودید. دوستان زيادی را ميشناسم که اين فرصت را از دست داده اند و الان در حسرت آن مانده اند و قادر به جبران آن نیستند.....روايت است که يکی از بالاترين لذتهای دنيا اين است که فرزندی را بزرگ کنی و آنگاه بنشينی و راه رفتن او را ببينی! شايد از اين به بعد به اين شيوه زمان لذت بردن شما از زحمتی باشد که تا به امروز کشيده ايد. خدا عزيزانتان را برايتان حفظ کند.

soroush

سلام به خواهر عزيزم.بابت لينک خيلی ممنونم.اميدوارم در راهی که انتخاب کردی موفق باشی و هيچگاه احساس خستگی نکنی چون پاداشی بس عظيم نزد پروردگار برای شما و مادران دلسوزی همچون شما وجود دارد و هيچکس منکر آن نيست.(بهشت زير پای مادران است)با آرزوی موفقيت برای شما و اعضای خانواده محترمتان.(برادر کوچک شما سروش)

دوره گرد

ما يه آشنا داريم تو سيدنی زندگی ميکنه...يادمه همون اوايل که رفته بود اونجا ميگفت: اون سالن اپرای معروف سيدنی يه اشکال بزرگ داره٬ اونم اينه که طراحش واسش دستشويی نساخته!!!!...حالا راست ميگه يا چون اون موقع زياد زبان بلد نبوده نميتونسته از کسی بپرسه توالت کجاست؟؟؟؟؟