حیاط خلوت

این روز‌ها کمتر از خانه بیرون می‌رویم. حیاط و سرگرمی‌های آن بهترین و بی دردسرترین تفریح است. سه چهار سالی از آمدنمان به این خانه می‌گذرد و ما در این مدت کم از بیابان خشک و لم‌یزرع پشت خانه که به آن حیاط پشتی می‌گفتند، باغچه‌ی کوچکِ زیبایی ساخته‌ایم که عمده مصالح آن عشق بود و تلاش. کار کردن در حیاط، کنار احمد و بچه‌ها، مانند آتش درست کردن و چای زغالی‌خوردنش لذت بخش و دوست‌داشتنی است. باز شدن تخم‌مرغ‌ها، بیرون آمدن جوجه‌ها، شکوفه زدن درختان،  شکوفا شدن گل‌های رز، جاری شدن آب حوض در باغچه‌‌ها و سر از خاک بیرون آوردن سبزی‌ها، همه و همه بر طراوت و شادبی زندگی می‌افزاید.

 

ساختن قفس مرغ‌ها اولین کار زیر بنایی ما در این خانه بود. قفسی نسبتاَ بزرگ شامل اتاق خواب، اتاق‌های انتظار و زایمان، شیرخوارگاه،محل تخمگذاری، حیاط و پنت‌هاوس که کبوترن در آن‌جا ساکنند.

این جوجه‌ها روز آخر سال نود از تخم بیرون آمدند و در این عکس یک روزه‌اند. تخم‌ها یکی پس از دیگری با فاصله‌ی سه روز باز شدند. البته اواخر زمستان و اوایل بهار قدری هوای زاهدان سرد شد و از این سری تخم مرغ تلفات زیادی دادیم  ناراحت

و این جوجه‌ی زشت و کنجکاو همان جوجه‌ی ناز زرد رنگ است که حالا تقریباَ چهل و پنج روزه شده. خوب نگاه کنید. چند ماه دیگر که بگذرد شاید آماده برای خورده شدن شود. مرغ‌هایی که ما از بازار تهیه و طبخ می‌کنیم همین سنی هستند که به ضرب هرمون چاق و چله می‌شوند!

اردک‌ها به طور طبیعی رشد سریعی دارند.  اگر عمری باقی باشد عکس آن‌ها را هم می‌گیرم و اینجا می‌گذارم. به نظر من پرورش اردک بازدهی بیشتری دارد.

/ 11 نظر / 113 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خواهری

خواهرجان خیلی عکسهای با حالی بود اگه یکی ندونه فکر می کنه از سر بیکاری گرفتی ولی من دونم با اونهمه مشغله بهترین زنگ تفریحته

امین

جالب بود مشکل اینه که آدم دلش نمی اد بعد بکشتشون یادمه ما بچه که بودیم عمرا اجازه کشتن مرغ هایمان را می دادیم [لبخند]

همسفر

عکس از اصل زیباتر است! خونه ی خوش عکسی داریم نه؟ بفرمایید چای زغالی!

امین

جالب بود مشکل همیشه کشتنشون هست؛ من که بچه بودم نمی گذاشتم مرغ و خروس هام رو کسی چپ نگاشون کنه [چشمک]

امین

شرمنده ؛ فکر کردم کامنت پست نشد؛ دوباره نوشتم [خجالت] یکیش رو می تونید پاک کنید [چشمک]

احمد

سلام... ممنون که به وبلاگم سر زدی[گل] جوجه ها خیلی قشنگن اگه میتونی کبک بگیر جوجه کبک خیلی قشنگه [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

نوستالژیک

سلام. به دلایلی مجبور شدم چند ماه آینده رو در زاهدان بگذرونم. به عنوان یک بچه تهران که هیچ شناختی از این شهر نداره شدیدا دچار استرس شده بودم تا اینکه اینجا رو خوندم. کمی از استرسم-هر چند نه همه ش- با این نوشته ها پرید. گفتم تشکر نکرده نرم :)

مهماندوست

واقعاً زیباست عکس های بیشتری بگذارید واقعاً لذت بخشه

سلام چند تا نوشته هاتون رو كه خوندم باور نميكنم تو اون شهر با اون غبار و بيبان هاي اطرافش كم آبي و ده ها سختي ديگه يكي اينجوري خوشه واقعا دمتون گرم شايد حسوديم شد يا هر اسمي كه روش بشه گذاشت به خودم شك كردم كه تو نازو نعمت تهران بازم ميناليم وناراضي ، مرسي كه تو دنياي مجازي با اين وبلاگ چراغي روشن كردي موفق باشي و سلامت.