مردان مريخي، زنان ونوسی

"میلاد پر برکت پیامبر صلح و دوستی حضرت محمد (ص) را به همه ی دوستان عزیز وبلاگی تبریک می گویم"<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کتاب مردان مريخي و زنان ونوسي دستور العملي براي ايجاد روابط مبتني بر عشق و علاقه مي باشد. توضيح مي دهد که چگونه زن و مرد در همه ي زمينه ها ي زندگي با هم تفاوت  دارند. زن و مرد نه تنها متفاوت از يکديگر با هم ارتباط بر قرار مي سازند، بلکه در احساس انديشه، درک ، واکنش و عشق با هم تفاوت هاي اصولي دارند و شايد بتوان گفت که زن و مرد انگار از دو سياره متفاوت آمده اند، به زبان هاي متفاوت تکلم مي کنند و به غذايي متفاوت احتياج دارند.

با درک تفاوت هاي اصولي زن و مرد در موقعيتي قرار مي گيريم که بسياري از ناراحتي هاي موجود ميان خود و همسرمان را از ميان بر داريم. مي توان سوء تفاهم ها را تخفيف داد و يا از آن به کلي اجتناب نمود توقعات بي جا را مي توان اصلاح کرد. وقتي به خاطر داشته باشيد که همسر شما، چونان کسي که در سياره اي ديگر زندگي مي کند با شما تفاوت دارد، مي توانيد آرام بگيريد و به جاي مقاومت در برابر او و يا تلاش براي تغيير دادن او، با او همکاري کنيد.

از همه مهمتر وقتي اين کتاب را مي خوانيد با شيوه هاي عملي متعددي براي حل مسائل ناشي از تفاوت هاي ميان خود و همسرتان آشنا مي شويد. اين کتاب تنها تحليلي نظري در مورد تفاوت هاي رواني نيست، بلکه راهنمايي عملي است که نشان مي دهد چگونه مي توانيد روابطي مبتني بر عشق و دوستي با همسر خود ايجاد کنيد.

 

مردان مريخي، زنان ونوسي

نويسنده: دکتر جان گري

ترجمه: مهدي قراچه داغي

خواند این کتاب را به همه ی دوستانی که خواهان شناخت، اصلاح و بهبود روابط  با همسرشان هستند، پیشنهاد می کنم.

/ 22 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شايا

سلام دوست گرامی من قبلا وبلاگ شما زياد امده بودم ولی هيجوقت نظر نذاشتم درباره هند هم که خيلی خوشحالم ميشم که وبلاگم رو بخونيد ولی توصيه ميکنم که از اولين نوشته ها شروع کنيد که بهترن شايد کمی اين اخرها به خاطر روحيه بد خودم و خستگی از دست اينجا کمی زده باشم تو خاکی و ناله و شکايت کرده باشم من نوشتن سفرنامه رو تقريبا از هفته اخر دی شروع کردم شديدا توصيه ام اينه که از نوشته های اون موقع شروع کنيد ممنون از لطف شما به وبلاگم وبلاگ شما هم خيلی خوب و پر بار است و من هميشه از خوندن مطالبتون لذت بردم اين کتاب رو هم خوندم و واقعا کتاب زيبا و جالبی است و شديدا اموزنده است موفق و مويد باشيد

سعيد

بنام خدا. سلام. اون متنی که گفتم تو وبلاگ فاطمه هست در قسمت پیغامهاش بود. البته کمی نا منظم نوشتم اما اول و اخرش معلومه. ممنونم که نظر دادید. شما به نکته فوق العاده فوق العاده و فوق العاده خوبی اشاره کردید. عالی بود. به سادگی و با یک خط اظافه کردن به اون میشه به سادگی یکی از مهم ترین شبهات رو پاسخ داد. ببینید! چون بحث حرمت یک چیز اصالت داره با این اوضاع امروز فقط دفع افسد از فاسد شدنی است. شما اگر پسرتون بیاد بگخ پفک می خوام می دید؟! میگید بده! متخصص هم می گه بده. ولی هم تبلیغاتش هست و هم فروشش. شما مخالفت می کنید. حالا پسر شما قهر می کنه و اصلا غذا نمی خوره! این هم فقط به خاطر منع از پفک! شما باز هم مقاومت می کنید. حالا خدایی نا کرده میره روی یک بلندی و میگه یا پفک یا خودم رو میندازم! این جا آدم میره و پفک رو به بچه می ده. و ببخشید که این طور حرف می زنم. یک عده آدم احق و ظاهر بین هم میان می گن! خب تو که میخواستی بدی چرا همین اول ندادی؟ حالا دیدی خورد؟ و هر چیزی که جای اشکال داره رو بهمین رویه می بینن و میگن دیدین با ویدئو چکار می کردن؟! حالا دو روز دیگه با ماهواره هم ... !!!

سعيد

دیدن فلان فتوی رو می دادن؟! حالا میگن اشکال نداره. این لباس تو خیابون ممنوع بود حالا مجری صدا و سیما می پوشه میاد جلو دوربین! این درک رو هم ندارن که حکایت جدیدی رخ نداده و پفک و چه و چه اثر سو خودش رو داره. حالا یکی به این فهم میرسه که این خوب نیست و اصلا اگر منعی هم نباشه سراغش نمیره. اما این دایره بی انتها ادامه داره. یعنی همه باید فلان بیماری رو بگیرن که تازه یک عده بفهمن که ایراد داشته و داره و تا اینا به خودشون میان عمر یا دورشون به سر رسیده. و بیماری های روحی در اجتماع و جهان با دو تا واکسن و سوزنی که سازمان ملل گاهی میده به مردم درست بشو نیست. حالا بیان حیا و عفت و تقوی و ... رو برگردونن!؟ میشه؟! واقعا میشه؟!

سعيد

اما در مورد برخورد من با مواردی که در عزاداریها گفته بودم باید بگم که من یا به شخص تذکر میدم یا مجلس رو ترک می کنم و یا دیگه اونجا نمیرم. دقت کنید! دیگه پیش اون طرف نمی رم؛ کلاس مجالس رو تعطیل نمی کنم. طرف میره باشگاه با چوب (دسته بیل) میزنن تو شکمش با کله هر روز صبح میره باشگاه (عده ای از مربیان فحش هم میدن) و اوف نمی گه برگشته به من میگه: آخوند فلان جا فلان کار رو کرد واسه همین من الان چند ساله مسجد نرفتم (با فخر هم میگه!!!). یاحق...

سعيد

؟! بعد هم هر چی به همینا میگی که ما مگه نمی گفتیم این اشکال داره شما گفتید کمش نه اینجوریش نه آب بکشی نه ماه رمضون نه و ... حالا دیدین!؟ میگن نه! اختلاف طبقاتی و سطح معیشت عاملش بوده! عامل ژنتیکی بوده! (حالا هم که مد شده همه چیز رو به ریش ژنتیک می بندن تا همونایی که جواب نداشتن به جوابی برسن که بگن: ژنتیکه دیگه! جبر بوده! خدا خواسته ما اینجوری بشیم. ما طبعمون به مواد و مشروب میره! کاری نکردیم که... ما طبعمون به سکس با همجنس میره... ((علم)) اینو میگه! از علم که بالاتر چیزی نیست. ) در مورد اسلام ناب محمدی (ص) هم که گفتید بذارید بگم که خیلی خودتون رو با این عبارت درگیر و سرگرم نکنید. این ترکیب فقط یک رویاست و این رویا فقط با ظهور منجی (عج) به واقعیت می رسه (ان شا الله). پس هر کی گفت اسلام ناب و فلان شما اعتنایی نکنید. (توصیه بود).

خاطراتچی

سلام با تشکر از شما کار خاصی نياز نيست بکنيد . فقط از روی ايروا ليست يا لينک های ايروا روزی يا چند روزی يک بار سری به وب نوشت های استراليا بزنيد و اگر مطلب جالبی بود در ايروا معرفی کنيد. اگر اخباری از ايرانيان در استراليا هم به چشمتان خورد می توانيد در ايروا بياوريد. موفق باشيد

خاطراتچی

سلام بالاخره یک راه حلی برای مشکل پیدا کردم که نه برای نویسندگان ایروا محدودیت ایجاد کنه و نه مشکلی که قهوه چی عزیز به آن اشاره کرده ایجاد بشه. راه حل اینه که عنوان جدیدی با نام صفحه نخست ایروا تعریف شد. با توجه به امکان تغییر تاریخ در بلاگفا که واقعا خیلی جالبه، تاریخ صفحه نخست هر روز ایروا را آخرین لحظات هر روز می گذاریم به این ترتیب این صفحه در آن روز همیشه در ابتدای ایروا نمایش داده می شود. منتها برای مدیریت این صفحه باید از نیروهای بیشتری استفاده کنیم. ضمن اینکه اگر طراحی گرافیکی برای آن بشود جذاب تر می شود

مجتبی

سلام! من ترجمه آقای «سيد رضا نيازی» رو توصيه ميکنم هم روان و شيواست و هم خيلی راحت. من خودم اين ترجمه اش رو خوندم و وقتی با ساير ترجمه ها مقايسه کردم ديدم که بهتره. ببخشید که جسارت کردم. خدانگهدار!!

سعيد

سلام. شما يکی از بلاگرهای مقيم مالزی را می شناسيد که لينکش را برايم بفرسيد؟‌ممنون