حیاط خانه ی ما

پرنده ها تند تند به زمین نک می زنند و وقتی دلشان می گیرد پرواز می کنند و دور می شوند و از آن بالا به آدم های روی زمین می خندند.

 مرغ ها با حرص غذا می خورند. انگار هیچ وقت سیری ندارند. در مقابل قدری زباله میوه و سبزی و غذای مانده تخم مرغ  خانه را تامین می کنند. آن هم چه تخم مرغی! به نظر از زندگی در آن خانه ی ویلایی رو به باغچه که هنر معماری مرغی در آن موج می زند راضیند. خروس، عصبی و تند مزاج هر چند وقت به یکی از مرغ ها گیر می دهد. رفتارش همیشه عجیب به نظر می رسد. با وجود ظاهر خشن و بد اخلاق،  خیلی برای زن هایش نگرانست. مخصوصا وقتی یکی از مرغ ها در حال تخم گذاری است، دور او می چرخد و با او همدردی می کند.  حتی روز های اول، هر مرغی که می خواست تخم بگذارد، به سبک استرالیایی ها با او به اتاق زایمان می رفت و با  زبان خروسی، در گوشش نجوا می کرد. به آن ها یاد می داد که کجا بنشینند شاید هم دلداریشان می داد! مرغ ها که برای تخم گذاری فریاد می زنند خروس هم با عصبانیت غر می زند و این طرف آن طرف می رود. اصلا نمی تواند بی تفاوت بنشیند و دانه اش را بخورد. حتی وقتی برایشان غذا می برم گوشه ای می ایستد و با لذت، غذا خوردن مرغ ها را می نگرد.

 چند روز پیش که لیلا به دیدنم آمده بود و مثل همیشه از بی فکری شوهر معتادش گله و شکایت داشت با خود گفتم ای کاش بعضی ذکور بشر از رفتار این خروس ما درس بگیرند. بجر مورد چند همسری مشکل دیگری ندارد که آن هم با توجه به رضایت و زندگی مسالمت آمیز همسران در کنار هم به نظر حل شده می آید.

حیاط خانه ی ما حرف برای نوشتن زیاد دارد. ولی حالا آنچه بیش از همه فکرم را مشغول کرده سرگرمی برای چهار ماه تعطیلی است. هر چند با این حیاطی که وصف گوشه ای از ان گذشت، وضعیت اوقات فراغت بچه ها از پارسال بهتر خواهد بود -ان شاءالله- ولی نگرانی های مادرانه ی من در این مورد همچنان پا برجاست.

/ 8 نظر / 26 بازدید
کاپیتانی بدون هواپیما

بعضی وقتا اسنان باید از حیوان درس بگیره اگه براتون امکان داره این چهار ماه تعطیلی محمد آقا رو ببرید استرالیا تفریح

شهربانو

تا به حال به رفتار خروس ها توجه نکرده بودم . اگر چه گاهی وقتها برادرزاده ام که مرغ و خروس دارد از رفتار خروس اش خیلی تعریف می کند. ماهی رزمجوی نر من خیلی بداخلاق و وحشی است ماده ها از او می ترسند و احتیاط می کنند. چون یکی از ماده ها رو با ضربات وحشیانه اش کشت. دلم خیلی گرفت

بیژن آریا

درود بر گرامی همدل. 9سالی هست که وبلاگ نویسم. تاکنون کوشش کردم درحد و اندازه های ملی باقی مانده و وارد سیاست نشوم. اما اکنون وضعیت ایران را به گونه ای دیدم که اگر بخواهم کناره گیری کنم به زیان ایران عزیزمان تمام میشود. آمدم تا به همه وبلاگ نویسان بگویم: روزی صفحه سفید شناسنامه برای من هم موجب افتخار بود ولی اگر این صفحه در این دوره سفید بماند موجب ننگ میشود. ماباید به خاطر نجات ایران هم که شده به کسی غیر از احمدی نژاد رای دهیم. من از تمامی وبلاگ نویسان عزیز که از وضع موجود ناراضی هستند خواهش میکنم این بار تحریم انتحابات را کنار گذاشته و با حظور در پای صندق های رای به باختن احمدی نژادیسم ها کمک کنند. چون تحریم انتخابات این دوره = نابودی هرچه بیشتر ایران عزیزمان می باشد،وارد میدان سیاست شده ام. دوستان عزیزی که می خواهند دلایل نارضایتی من از این دولت را بدانند به تارنگارم(وبلاگم)آمده و نوشته ای که درباره انتخابات نوشته ام را بخوانند. به امید روزهای بهتر،دست آوردها و پیشرفت های بیشر در عرصه های جهانی... ××کوچک فرزند ایران زمین×× بیژن آریا

بیژن آریا

درود بر گرامی همدل. در این دوره تحریم انتخابات=پیروزی احمدی نژاد و در نهایت نابودی ایران. درمورد کاندیداها تحقیق کن و کاندیدای مورد حنظرت را برگزین. شادوپیروزباشی. بدرود.

بیژن آریا

درود بر گرامی همدل. چهار گندکاری تازه احمدی نژاد.(لینک خبرها را می توانید در پایان مشاهده کنید) 1.سرود «ای ایران ای مرز پر گهر» به سبک احمدی نژاد (دراین سرود به جای"ای ایران ای مرز پرگوهر" با"ای دولت عشق و اقتدار ، ای به دشمن ستیزی طلایه دار" آغاز شده.( توهین آشکار به تاریخ ایران و سرود مقدس ای ایران) 2.سقوط 23 پله ای ایران در رتبه جهانی سلامت 3.تعطیلی خانه داستان نویسان و عکاسان (توهین به آزادی بیان و اندیشه و شخص هنرمندان) 4.رييس اتحاديه مشاوران املاك به جای حل مشکل مسکن گفت: اجاره‌نشين و خوش‌نشين باشید. آیا باز هم میخواهید به احمدی نژاد رای دهید؟؟ 1.لینک خبر. http://www.youtube.com/watch?v=om7BIAuX1RM&feature=channel_page 2.لینک خبر: http://asriran.com/fa/pages/?cid=72695 3.لینک خبر: http://asriran.com/fa/pages/?cid=72727 4.لینک خبر: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=29435

قهوه چی

سلام. من خبر جدیدی از خاطراتچی ندارم ولی جای نگرانی نیست. شاید برنامه زندگی اش در ایران به گونه ای است که فرصت نوشتن ندارد. شاید هم جای دیگری مینویسد.