باران در زاهدان

این روز ها زمین زاهدان که سال هاست تشنه و خشکیده در آرزوی نوشیدن جرعه ای آب شیرین می سوزد، دانه های درشت باران را چه گورا می بلعد.

در میان پر صدا ترین روز های آسمانی که همیشه صاف و پر ستاره، به آرامش کویر نور می پاشید، رعد از پی هم می غرد و قصیده ی بارشی نو را در دل کویر می سراید.

امسال با پیش بینی ۲۰٪ افزایش بارندگی برای این استان امید است دست های کویر نشینان زحمت کش که همواره باران رحمت خداوند را می طلبند، خالی نماند. هر چند در قلب های پاکشان هرگز زیاد تر از قضا و قدر بر خود روا نمی دارند و قناعت تنها ثروت لایزال این جماعت خاکیست.

گویا تقدیر چنان است که امسال بر دامن کویر، رنگی دیگر پاشیده شود و خاک نرم و روانش شاهد جوششی سبز باشد که به لطف خدا زایندگی را برای استان سیستان و بلوچستان به ارمغان خواهد آورد.

برای حضور در شادی مردمان ساده دل و مهربانی که بعد از سال ها مراد دل از خداوند ستاندند و شاهد بارش شگرف باران در این شهرستان بودند در سطح شهر گذری داشتیم تا هم از هوای مطبوع بهاری بهره ای ببریم و هم از غلاف تنیده در اطرافمان بیرون بیایم.

پس از گذر از زیبایی های دانشگاه سیستان و بلوچستان که به سبب عظمت پروژه ها و اختصاص هزینه های هنگفت چشم هر تازه واردی را خیره می کند وارد شهر شدیم.

آنچه به جای شادی مردم به جهت بارش باران توجه ما را به خود جلب کرد، بد بختی و بیچارگی بود که از سر روی خانه های شسته شده شان می بارید.

آنچه قلبمان را به درد آورد در معدود تصاویر و کلمات نمی گنجد. این مختصر را شاید بتوان برای تسکین درد خود به تصویر کشاند.

روزی که بارش باران موجب خراب شدن خانه ها شد

خانه ای که بر اثر ریزش باران ویران شده است و کمی آن طرف تر وسائل نم کشیده ی همسایه که افرادش بر سر آن نشسته و ما به درستی ندانستیم که آن عده بر کدامین غم می گریستند! غم نم کشیدن وسائل، از دست دادن همسایه یا زنده ماندن؟!

کودکان بی سر پناه زاهدان

در حومه ی زاهدان جایی که تنها چیز بی ارزش جان آدمیست! کودکانی که بعد از ریزش باران خوش شانس بوده اند و دیوار های آجری خانه تحمل آن چند قطعه چوب و سقف پلاستیکی را داشته و بر روی سرشان نریخته است، مشغول خالی کردن آب باران از روی سقف خانه هستند. آن ها زنده مانده اند تا به دنبال قسمت خود روان شوند.

(عکس)

از آنجا که در زاهدان باران به ندرت می بارد، در خیابان ها تدبیری برای آن اتخاذ نشده است و حتی بسیاری از خیابان های شهر فاقد جوی آب و شیب مناسب می باشند. این امر باعث آب گرفتگی معابر و خیابان ها شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد از پنج روز: آن شب اخبار استان گزارش مفصلی از خرابی های بارندگی در زاهدان نشان داد. بر اساس این گزارش بیش از ۵۰ واحد مسکونی در مرکز استان خراب شده بود. در روستاهای اطراف خسارت بیش از این بود.

عکس هایی را از سطح شهر گرفته بودم که متاسفانه نتوانستم آپلود کنم. قبلا از این سایت استفاده می کرد  tinypic.com ولی در حال حاضر این کار عملی نبود.

/ 14 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قهوه چی

اميدوارم اين درس عبرتی بشه برای مسئولين و برنامه ريزی برای بارانهای اينده داشته باشند. متاسفانه شهرداری های ما هميشه «غافلگير» ميشوند.

پر

هاپوتی عزيز برای محمدت خيلی خوشحالم و اميدوارم زور خوب بشه اما در اين مورد ...آدم واقعا نميدونه چی بگه؟ فقط تاسف ميخوره

ارام

به خاطر بدبختی که بر سر مردم باريد... و به خاطر اينکه باران رحمت خداست و اين نعمت به اون خطه از ايران هم باريد. عكس گذاشتن رو بلد بودي و حالا نشد يا اصلن كار كردن با تيني پيك رو بلد نيستي؟ اگر كمك خواستي ميتونم كمكتون كنم. شاد باشيد تا هميشه

سعيد

بنام خدا. به عقيده من هر قدر اين بارش ها خرابی محيطی به جا بياره باز ارزش داره که قنات ها و سفره های زير زمينی اين سرزمين جون تازه ای بگيرن. برای آپلود تصاوير می تونيد از وب سايت www.sharemation.com استفاده کنيد.

سپيده

سلام ... اينجور مواقع تمام وجود آدم به درد مياد ... دلخوش و تندرست باشيد

Alireza

خيلی قلم زيبائی دارين. مثل يک نويسنده کاردرست می نويسيد. خواهشا بيشتر بنويسيد.

تسليم عشق

وقتی تو هستی باران می بارد و زمان می میرد و من شکفته می شوم چون سوسن در جهان بدون زمان وقتی تو نیستی خطی کشیده می شود از سرب و سبز به شنگرفی می گراید و زرد به خونابه اندوه ؟ نه ستاره ؟ نه ماه که چون خورشید گدازنده بر گلوگاهم می ریزد گرمای جهان را تو نیستی تا من زنده بمانم تا من شکفته شوم چون سوسن ٪٪٪٪زود زود بیا که من میخوام برم بخوابم.....!با اون همه بارون -باز خوب بود

tahamtan

سلام اکرم جان حال پسر گلت چطوره...ببين اکرم جان از لحاظ استراتژيکی اونجا جايی هست که نميشه رونقش داد چون هميشه دست قاچاقچياست...اون جا عليرغم مردم فقيری که داره خيلی هاشون زير اون فقر مواد قاچاق ميکنن يکی از اون کسايی که آگاه بود حالا تو يه زمينه ای خونه های بالای تپه زاهدان رو نشون داد گفت اينا چند تا زن ميگيرن ميذارن تو آلونک های اونجا و زيرشون مواد مخفی ميکنن...من فقط دلم واسه بچه های بيگناه و زنانی که نه به دلخواه با اين آدما ازدواج ميکنن ميسوزه...

سعيد

به نام خدا. سلام. از آقا محمد جه خبر؟ خوش خبر باشيد! باور کنيد من اين سری با ذکر اسم نائب الزياره بودم و دو رکعت نماز هم به نيابت خوندم! با گارانتی مادام العمر و خدمات لا متناهی...!