ما ز یاران چشم یاری داشتیم

چندی پیش برای همایش قابوسنامه که در گنبد برگزار شد مقاله‌ای فرستادم. مقاله پذیرفته شد و باید برای ارائه‌ی پوستر به گنبد می‌رفتم. متاسفانه بعد از ثبت نام، از رفتن بازماندم. پوستر را برای همایش پست کردم. هنوز مدت زیادی نگذشته بود که بسته‌ای با پست برایم ارسال کردند. گواهی ارائه‌ی مقاله همراه با دیگر مخلفات! و در این بین یک فلش 2 گیگابایتی حامل مقالات و متن کامل قابوس‌نامه و ....

این در حالی بود که روز پیش از آن، با تردید برای دریافت سی‌دی مجموعه مقالات همایشی که سال گذشته در دانشگاه خودمان برگزار شد و مقاله‌ی من نیز در مجموعه مقالات پذیرفته شده بود، مراجعه کردم. پارسال، چند روز پس از همایش جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ام بود. گواهی مقاله را برای دفاع می‌خواستم ولی متاسفانه با بی‌مهری دبیر همایش رو‌به رو شدم و نتوانستم گواهی را بگیرم در حالی که برخی از دانشجویان ماه‌ها پیش از برگزاری همایش برای اخذ امتیاز، گواهی دریافت کرده بودند. خدا را شکر محتاج آن نبودم. از میان  گواهی‌های سخنرانی و چاپ مقاله در کتاب همایش بین‌المللی و ملی و منطقه‌ای دو تا را که برای دفاع لازم بود به نماینده‌ی محترم تحصیلات تکمیلی دادم. این یکی را چون نقد کتاب کودک بود ترجیح می‌دادم ولی نه به قیمت آن چه، چند ماه پیش برای گرفتن گواهی و اکنون برای گرفتن سی دی گذشت. ناراحت

گاهی اتفاقات ناخوش‌آیندی در دانشگاه‌ها و از طرف استادان محترم رخ می‌دهد که واقعا از این قشر فرهیخته نمی‌توان انتظار داشت. من به چشم خود دیده‌ام که استاد راهنما به هر قیمتی در جلسه‌ی دفاع پایان‌نامه، نمره‌ی بیست برای دانشجویش می‌گیرد و چون مادری فداکار، مقتدرانه از دانشجو حمایت می‌کند و داوران جز تعریف و تمجید چیزی نمی‌گویند. به نظر می‌رسد اگر عیب و ایراد پایان‌نامه‌ای گفته شود، سواد استاد راهنما زیر سوال می‌رود که بعضی از ایشان هیچ ایرادی را چه به حق و چه به ناحق برنمی‌تابند.

تمجیدهای بیهوده و تکراری که نُقل مجلس برخی دفاعیات شده، کنار نمره‌های بیست اختصاصی، جایی برای بودن و آموختن در جلسه‌ی دفاع نمی‌گذارد.

/ 6 نظر / 7 بازدید
دانشجو

جانا سخن از زبان ما می گویی. این چیزها برای ما خاطره شده است.

همسفر

ما استادا اينيم ديگه! زور داريم! دلمون ميخواد! مگه چيه؟ راست ميگي خودت استاد شو! عقده اي هم نباش زور هم نگو...

سعید

سلام. ممنون از حضور شما. من شخصاً در چنین جلسه دفاعی هم بودم و بیست اختصاصی هم از قبل توی جیب شازده بود. من که بدم اومد. ضمناً پاسخ کامنتها رو توی وبلاگم دادم. این لینک هم ببینید بد نیست. http://www.khabaronline.ir/detail/213165/ ممنون

سعید

آهان.... از اون لحاظ... بعله.... از اون منظر ایشان خانوم نبودن... میشد گفت یک موجود موءنث در قواره آدمیزاد!

شیدا

سلام گلم وبلاگت خیلی قشنگه.حتما به وبلاگ منم سر بزن و نظر بذار بهت قول میدم که خوش بگذره بهت...قول قول قول...پس منتظرت هستم و در آخر نظرت راجع به تبادل لینک:

نادیه دلفانی

سلام خانم عارفی عزیز مطالبتون جالبه خصوصا همین بحث پایان نامه و اساتید دلسوز[نیشخند][نیشخند][نیشخند]بی خیال درس و مشق بابا حوصله داری[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند] من همه چیو تعطیل کردم [خنده][خنده]البته شما ناامید نشید همچنان به مبارزه ادامه بدید.موفق باشید.آی لاو یو وری ماچ[ماچ]