باران، رحمتی که زحمت به بار آورد!

هنوز بادهای 120 روزه‌ی سیستان و محصول پر غبار آن تمام نشده که باید شاهد هنرنمایی دیگری از این آسمان غریب باشیم. ابرها می‌آیند تا ثابت کنند آسمان ما، آنقدر که می‌گویند، ناخن‌خشک نیست.

از پنجره باران را می‌نگریستم. زیبا بود ولی نه شادی آفرین.

چرا که راوایت‌گر داستانی تلخ بود: ویرانی در سراوان و ایرانشهر، طغیان رودخانه و کشته شدن طفل پنج ساله، تخریب جاده‌ها، ویرانی خانه‌ها و مزارع ...

باران وای باران/ با مصیبت‌های فراوان/ می‌خورد بر خاک تشنه

کودکی 5 ساله در آب/ مادر بیچاره گریان

پل شکسته/ طفل مرده/ آب برده کشتزاران

وای باران! بر فقیران

مردمان قصرقند و سیب‌سوران/ شهرایران و سراوان/خانه‌هاشان خیس و ویران

وای باران/ وای باران

مردمان این دیار اما، مثل من ناشکر نیستند. آن‌ها بی‌شک صبورانه خداوند را برای نعمت‌های بیکرانش شکر می‌کنند. آن‌ها صبورند چون تقدیر را در محرومیت خود می‌دانند. و من ناشکیبا، چون دیده‌ام برای جان و سلامت و دسترنج مردمان بیش از این می‌توان نگران بود. 

آب‌گرفتن معابر و خیابان‌ها هنگام ریزش باران، حتی در مرکز استان و در بخش مرفه‌نشین شهر امری طبیعی به نظر می‌رسد! مناطق محروم سیستان و بلوچستان بی‌شک توان مقابله با این باران و سیل را ندارند و هر بار که آسمان مهربان می‌شود، این رحمت الهی، با بی‌تدبیری آن‌هایی که باید کاری بکنند و نمی‌کنند، زحمت و رنج فراوان به بار می‌آورد.

...

/ 4 نظر / 18 بازدید
گلپر

[ناراحت][گریه] خيلي زيبا ولي ناراحت كننده بود مامان شاعرم دوستت دارم[ماچ][گریه]

نادیه دلفانی

سلام خانم عارفی عزیز[ماچ]بعداز مدت ها موفق شدم به وبلاگتون سری بزنم،داستان بسیار غم انگیزی بود[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]انشاءالله خدای مهربون رحمتش رو شامل استان های محروم خصوصا سیستان وبلوچستان کند.بله متاسفانه در این استان ساختمان ها ومعابر شهرطوری ساخته شده اند که انگارنباید بارشی باشه،یادم میادوقتی اونجابودم 1بارون نسبتا شدید باعث آب گرفتگی معابر وتعطیلی مدارس زاهدان شد.نوشته تون تاثیرگذار واحساس نابتون نشانگر خلوصتونه.کاش مثل شمایی مسئولیت های مهمی به عهده می گرفت.متاسفانه انتخاب مسئولین شهرهاگزینشیه[ناراحت]

مبین

برت متاسفم که نعمت های خدادادی همچون بارون به این زیبایی را به خاطر خسارت های اندک کتمان میکنی. اگه بارون 60 میلیمتری در یک روز تو تهران میومد 500 تا طفل 5 ساله رو می برد! تو تابستون به اون داغی همه ی کشور آرزوشون این بود که چنین بارونی اونجا بیاد این نشانه محرومیت نیست محرومیت همونیه که امسال شما ازش ساختین

نسيم

سلام هاپوتي عزيز.احساسي كه شما نسبت به زاهدان دارين من نسبت به كاشمر دارم.