Play group

از همان هفته ي اول ورودم به استراليا با کلاس هاي زبان که در کليسا برگزار مي شود آشنا شدم. هر هفته در روز مشخصي دو ساعت کلاس آموزش انگليسي در هر يک از کليسا هاي شهر بر گذار مي شود. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در ابتدا به خاطر وجود دخترم که آن موقع فقط 2 سال داشت نگران بودم ولي بعد از آشنا شدن با محيط فهميدم کلاس رفتن من، بيشتر از اين که براي خودم جالب باشد براي او جالب و سرگرم کننده است.

در هر کليسا اتاق اسباب بازي هست. در اين اتاق بچه ها مي توانند با انواع متنوع اسباب بازي و وسائل سرگرمي بازي کنند. حتي در روز هايي که مراسم مذهبي در کليسا بر گزار مي شود اين تفريح لذت بخش بچه ها را براي آمدن به کليسا تشويق مي کند. بعد از جذب و علاقمند کردن کودکان به اين مکان براي آن ها برنامه هاي آموزشي ترتيب مي دهند و از طريق ساختن کار دستي، نقاشي،شعر و رقص مفاهيم ارزشي و مذهبي را به کودکان مي آموزند.

بيشتر متوليان و مسولان اين قبيل کار ها خانم هاي مسني هستند که بدون دريافت هيچ امتياز مادي از دل و جان کار مي کنند.

 

تشکيل گروه هاي کوچک بازي براي کودکان زير دبستان همراه مادرانشان يکي ديگر از فعاليت هاي کليسا ها است. اين گروه ها هم هر هفته در روز هاي مختلف و مشخصي در کليسا ها برگزار مي شود.

امروز براي اولين بار با دخترم به play group رفتيم.

محيط بسيار جالبي بود. يک سالن بزرگ و انبوهي از اسباب بازي هاي رنگارنگ که همه جا به چشم مي خورد.

بچه ها با احساس رضايت از حضور مادر در کنار خودشان با خيالي راحت به بازي و تفريح مشغول بودند.

بعد از گذشت ساعتي خانم مسني که به نظر بيشتر از هشتاد سال سن داشت بچه ها را دور خورش جمع کرد و براي آن ها داستان حضرت موسي را از کتاب مقدسشان که به زبان بچگانه نوشته شده بود خواند. قصه همراه حرکات و نمايش بود. با کمترين امکانات نمايشي بچه ها مجذوب قصه شده بودند. بعد از قصه گويي، همه دور يک ميز بزرگ جمع شدند و با وسائل ساده و مختصري که به طور يکسان بين بچه ها تقسيم شد، شروع به ساختن کاردستي در مورد داستان کردند. کودکي که در سبدي قرار داده شده و در آب رها مي شود. و خداوند مهربان، نجات دهنده ي او و همه ي انسان ها است.  و بعد از آن هم  نقاشي داستان را رنگ کردند.

بچه ها بعد از دو ساعت خوش در play group در حالي که در يک دست کار دستي و در دست ديگرشان نقاشي از يک داستان زيباي مذهبي بود به ياد داشتند که خداوند، مهربان و دوست داشتني است.

امروز من ياد گرفتم که مي توان مکان ها ي مذهبي را براي بچه ها جذاب کرد و مفاهيم مذهبي را در قالب بازي به سادگي به بچه ها آموخت.

/ 28 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساکورا

سلام عيد شما هم مبارک باشه.از اين کلاس ها اين جا هم در کليسا ها و شهرداری ها برگزار ميشه.

پدر اروند

سلام بر هاپوتی عزيز چه اسم بامزه ای! معني هم داره؟! راستی من تعريف رويشگاه طبيعی Huskisson را زياد شنيدم؛ سلام مرا به زيستمندان كم نظيرش برسان! و متشكرم از پرنده آتش كه سبب ساز اين آشنايي شد. هميشه و همه جا در پناه او که دوستش داری شاد و پرنشاط باشی...

خاطراتچی

سلام اين بار خاطراتچی به کنتور خوان ها گير داده

ahmad alipour

سلام:پيشنهاد می کنم در روز پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۴ در اقدامی هماهنگ با صدور بيانيه ايی مشترک که در همه وبلاگهای موافق اين پيشنهاد منتشر می شود با معصيبت زدگان ايالات کاترينا امريکا ابراز همدردی و همدلی کنيم و نشان دهيم که ملت ايران مهربان و انساندوست هستند کاری که وظيفه دولت و حکومت جمهوری اسلامی است و از آن سر باز زد ما وبلاگ نويسان انجام دهيم اگر موافق هستيد برای من کامنت بگذاريد تا در روز سه شنبه متن را برای شما ايمل کنم //متن پيشنهادی حاوی هيچگونه مطلب و يا انديشه سياسی نيست و فقط در بر گيرنده احساس ملت ايران به آسيب ديدگان سيل اخير در امريکا است که ده هزار نفر در ان جان دادند// موفقر باشی احمد //شما هم اين پيشنهاد را به ديگران بکنيد //

قهوه چی

سلام. من لينک شما را توی وبلاگم گذاشتم. اگر مايل بوديد شما هم متقابلا همين کار را انجام دهيد. متشکر ميشوم.

عمو رضا

سلام تبریک عمو رو به مناسبت ایام شعبانیه و اعیاد آن را بپذیرید و انشاءا... در این ماه هر آنچه که از خدا میخواهید به شما عطا کند...یاعلی...

سیروس میرزایی

درود بر شما صحبت از کليسا فرموده ايد دوست داشتم بدونم وقتيکه تو کليسا مشغول يادگرفتن زبان بودی چه احساسی نسبت به دين مبين مسيحيت داشتی آخر من از حدود ۱۰ سال قبل به دين مسيحيت گرويدم و در تمام وجود درخشش و روشنايی که خاص حضرت عيسی مسیح است بوجود آورد و به مقام حضرت عيسی قسم از آن روز تا بحال هر روز لطف و رحمت عيسی را در زندگيم به راستی احساس و ديده ام خداوند به همه شما برکت عطا فرمايد .

پرنده آتش

سلام عزیزم نه تو اینترنت فقط یه خواهر دارم اونم اکرم جانمه