حقوق از دست رفته

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 به تازگی بر سر تفاوت های زن و مرد در اسلام بین من و یکی از دوستان بحث مفصلی بود. ایشان سوالات زیادی داشتند و با توجه به این که خیلی جدی به دنبال گرفتن جواب بودند پس از خواندن کتاب های اسلامی در ایران به حوزه علمیه رفته و با صاحب نظران بحث کرده بودند. ولی متاسفانه بعد از تفحص زیاد به این نتیجه رسیده اند که نه اسلام بلکه اصل خلقت در حق زن ظلم کرده است. البته آمدن به استرالیا و دیدن اوضاعی مشابه برای زنان استرالیایی هم در رسیدن به این نتیجه بی تاثیر نبوده است. به گفته خود ایشان نه فقط زن مسلمان بلکه زنان همه جا بد بخت هستند. بعد از ساعتی گفت و گو، نظرات من اصلا برایشان قابل قبول نبود و نهایتا برای این که رشته ام اصول فقه بوده متهم به يک جانبه نگری شدم!

ساعتی بعد از آن گفتگوی عذاب آور برای تمدد اعصاب به دنیای وبلاگی خودم آمدم و چون از دوست و خواهر عزیزم پیامی داشتم که وبلاگشان تازه شده طبق معمول مشتاقانه رفتم که با کمال تعجب همان حرف ها را در قالبی دیگر دیدم!

خلاصه ی حرف ایشان این بود که: 1- اسلام دین مرد سالار است که قوانینش همه به نفع مردان میباشد. 2- در آفرینش انسان عدالت رعایت نشده و تفاوت های موجود بین زن و مرد، از مرد موجودی بر تر ساخته است.

بعضی زنان همین که پاره ای سواد جمع می کنند قبل از شناخت واقعی جایگاه خود، به حق و حقوقشان معترض می شوند و بعد از ناله و شکایت فراوان و باور کردن عمق فاجعه همه ی آفرینش را زیر سوال می برند. جالب آنکه  در بسیاری موارد برای اثبات حرف خود همیشه بحث ارث و دیه را پیش می کشند.

شاید اگر تعداد مردان معترض هم به اندازه زن های خودکم بین باشد، قضیه کاملا برعکس شود. 

وقتی عده ای همواره به داشته های خود اعتراض دارند بعد از مدتی دیگران هم باور می کنند و  آن نعمات از طرف سایرین عین بلا و نقمت قلمداد می شود.

به عنوان مثال مواردی از قبیل: 9 ماه بارداری و دو سال شیر دهی و پرورش و تربیت کودک، ساختمان فیزیکی  و روحیات زنانه ... اگر به نظر خود زن، ظلم در حق زن خوانده شود طبیعتا نه زنی از این نعمات لذت می برد و نه مردی ارزوی داشتن این نعمات را دارد.

 وقتی در مقابل این طبیعت زنانه جز صدای ناله و شکایت شنیده نشود، صدای برتری طبیعت مردانه چنان طنین مهیبی دارد که حقوق زن در آن محو می شود.

در دامان همین زن پسری رشد می کند که او را ضعیفه می خواند و بر اساس همین ضعف ها قانون برایش وضع می شود.

تفاوت های زن و مرد نه مربوط به اسلام بلکه مربوط به خلقت و طبیعت است و اسلام بر اساس همین واقعیات و تفاوت های آشکار که ما میدانیم، و خیلی بیش از این که ما نمی دانیم، احکامی صادر کرده است.

از آنجا که اسلام ما، با اسلام ناب فاصله ی فروان دارد و تمام احکام اسلام در زندگی مسلمانان جاری نیست، اجرای احکامی مانند ارث یا دیه این چنین به دور از انصاف می نماید.

 اگر قرار بود زن و مرد کاملا مشابه هم باشند که دیگر آفریش زوج معنی نداشت. همین تفاوت ها است که نیاز به یکدیگر و در پی آن تکامل طرفین را باعث می شود.

به نظر من داشته های زن از سوی خود زنان نادیده انگاشته شده است. اگر به جای اعتراض به نبودن تساوی، به نعماتی که خداوند فقط در وجود زن قرار داده و هیچ مردی تحت هیچ شرایطی قادر به تحصیل ان نیست توجه شود، چه بسا مردان غبطه زن بودن را خواهند خورد.

...حکایت همچنان باقیست...

/ 21 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
akram

دوست عزيزم پرنده ی آتش، من از نوشته های شما مخصوصا يک جمله ی آخر نتيجه ای غير از اين که گفتيد گرفتم. اگر سوء تفاهم شده عذر می خوام.

saba

سلام موضوع خوبی است برای بحث اگر عادلانه و منطقی باشيم .ما اوايل بلژيک امده بوديم که با هر بلژيکی روبرو می شديم بلافاصله در مورد حقوق زن تو ايران می پرسید که ایا رعایت می شه یا نه .من خیلی دفاع می کردم ولی بعدها که اینجا دیدم چقدر زن ها در الویت هستند راستش بلژيک را خانم ها اداره می کنند در اینجا زن موجود دوم نیست .خانم ها را ضعیف نمی شمارند وبچه ای که زن با زحمت و تلاش بدنیا می اورد به مرد تعلق نمی گیرد موقع جدا شدن.زن نصف مرد نیست.موقع ازدواج تمام دارایی زوج به هم تعلق می گیرد نه اینکه زنی به پای مرد پیر بشه و خدای نکرده اتفاقی برای مرد بیفته زن اواره کوچه ها بشه و زن را نادیده بگیرند و خیلی ارفاق کنند یک هشتم را بگیرد . مردها در الویت نیستند به خاطر مرد بودنشان. پس در آفرینش انسان عدالت رعایت شده و تفاوت های موجود بین زن و مرد، از مرد موجودی بر تر نساخته است.چون خدا ادم و حوا هر دو را با هم افریده بود و در یک موقعیت مکانی و زمانی.به نظر من زن و مرد با هم کاملترند و با هم می توانند به چیز های برسند که تنهای نمی توانند. از دامن زن مرد به معراج می رود.

اروند

به پرنده آتش: يه دفعه می گفتی ۱۰۰ درصد ديگه! واقعاْ اين فروتنی و شکسته نفسی تون منو تحت تاثير قرار داد!!!

saba

سلام دوباره من می خواستم شما را به لينکم اضافه کنم .نظرتان چيست.

مسعود

سلام ممنون از حضورت به اون سايتی هم که گفتی سر زدم کار خيلی جالبی بود تو بحثتون با اون شخص هم فکر ميکنم حق با شماست نميدونم اون تو حوزه پيش کی رفته احتمالا افرادی که باهاشون صحبت کرده خيلی متخصص نبودن راستی گفتی مدرک شما اصول فقه ميشه بپرسم چه مقطعی و کدوم دانشگاه ؟ ايا تو دانشگاههای استراليا هم مگه از اين رشته ها وجود داره ؟ موفق باشی.

خاطراتچی

دوستان عزیز لطفا اعتراض به کیفیت نا منا سب بخش نظرات خوانندگان در وبلاگ های سایت پرشین بلاگ را در (http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=468b7456-e0f6-4afa-9f61-2a68b928adc4) امضا کنيد. متشکر

بی بی

ياد اين شعر افتادم بعد از خوندن نظرها و مخصوصن اونجا که می‌گن زن دومی بوده:/// دود اگر بالا نشيند ...کسر شان شعله نيست/// جای چشم ابرو نگيرد... گرچه او بالاتر است! // هر کی هر چی می‌خواد بگه ما چشم و چراغ خونه ايم. توش هم شکی نيست!

زنده بگور

شما که به گفته ی خودتان در رشته ی فقه و اصول دینی درس خواندید باید بدانید که در قرآن صراحتا بر برتری مرد بر زن در چند جای مختلف اشاره ی مستقیم شده است و اصلا مسئله ی ارث مسئله ی کوچکی است . در قرآن سوره ی نسا آیه ی 34آورده شده که : مردان را بر زنان حق تسلط و نگهبانی است و به واسطه ی آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی داشته پس زنان شایسته ی اطاعت از مردانند - در ادامه گفته که اگر زنی حرف شوهرش را گوش نکرد شوهرش می تواند او را کتک بزند!!! ( واقعا خجالت داره )

زنده بگور

در ضمن آقای امام علی بی تربیت از این هم فراتر رفته و در خطبه ی 79 فرموده اند : زنان ناقص العقل ، ناقص الایمان و ناقص الارٍث هستند و حتی اگر حرف خوب و درستی هم زدند به حرف آنها گوش نکنید

زنده بگور

حالا من موندم که شما چطوری قصد دارید این حرف های زشت و غیر انسانی را توجیه کنید ؟ من که شخصا از اینکه این جملات را باز گو کنم خجالت می کشم ... من برای مسلمانان متاسفم که این گفته ها را قبول دارند ...